اگر مشکلی در عملکرد روزانه خود دارید، حتما باکار درمانگر مشورت کنید

گفت‌وگوی صمیمی با همکاران محترم دانشگاه

اگر مشکلی در عملکرد روزانه خود دارید، حتما باکار درمانگر مشورت کنید

به گزارش روابط عمومی دانشگاه علوم پزشکی استان سمنان؛ کارکنان خدوم دانشگاه گنجینه‌ای گرانبها هستند و نگاهی به تلاش ها و زحمات این عزیزان، مسیر راه را برای جوانان این مرز و بوم روشن می­ کند و تبیین خدمات آنان برای شهروندان شیرینی توام با آگاهی به ارمغان خواهد آورد.

در ادامه گفتگوهای صمیمانه با همکاران در خدمت دکتر حسین علی بخشی عضو هیات علمی و مدیر گروه کاردرمانی دانشگاه علوم پزشکی استان سمنان هستیم تا ضمن آشنایی با رشته کاردرمانی، از تجارب وی برای استفاده از تخصص همکاران کاردرمانگر برای افزایش استقلال فردی بیماران در امر درمان، استفاده کنیم.

سلام و خوش آمد عرض می کنم خدمت شما، لطفا یک بیوگرافی کوتاه از خودتان بفرمایید:

به نام خدا، سلام عرض می کنم من حسین علی‌بخشی هستم، استادیار و عضو هیات علمی و مدیر گروه کاردرمانی دانشگاه علوم پزشکی استان سمنان به مدت 15 سال است که مشغول به خدمت در این حوزه هستم.

چرا به رشته کاردرمانی علاقمند شدید و در این رشته ادامه تحصیل دادید:

زمانی که برای کنکور انتخاب رشته می کردم، اطلاعات راجع به رشته های توانبخشی و بویژه کاردرمانی خیلی کم بود. البته من شانس آوردم که یکی از آشنایانم کاردرمانگر بودند و من با ایشان مشورت کردم، بر این اساس احساس کردم  که به این رشته علاقه دارم و می توانم در این زمینه مفید باشم و رشته کاردرمانی را انتخاب کردم، در سال 1379 در دانشگاه علوم پزشکی ایران در مقطع کارشناسی قبول شدم و بلافاصله بعد از آن در دوره کارشناسی ارشد پذیرفته شدم و پس از فراغت از تحصیل به عنوان سرباز هیات علمی در دانشگاه علوم پزشکی مشغول به کار شدم و 4 سال بعد از آن به استخدام دانشگاه در آمدم. و در سپس با استفاده از ماموریت آموزشی در مقطع دکتری ادامه تحصیل دادم.

لطفا در مورد رشته کاردرمانی و زیرشاخه های آن توضیحاتی بفرمایید:

 رشته کاردرمانی یکی از رشته های توانبخشی است که در دانشکده های توانبخشی دانشگاه های علوم پزشکی تدریس می شود. برای شناختن رشته کاردرمانی ابتدا باید هدف این رشته را بدانیم. هدف کاردرمانی افزایش مشارکت و کسب استقلال برای انجام فعالیتهای روزمره زندگی برای تمامی افرادی که به نحوی یا به دلیلی میزان مشارکت و استقلالشان در عملکردهای روزمره زندگی دچار مشکل شده است. طیف زیادی ازاختلالات و آسیبها می توانند بر میزان عملکرد روزمره تاثیرات منفی بگذارند و معمولا این اختلالات مزمن و شدید هستند و ناتوانایی در سطح عملکرد برای افراد ایجاد می کنند و فرد به تنهایی قادر به انجام فعالیتهای روزمره خود نیست. هر کدام از این مشکلات در هر حیطه ای که باشند، کاردرمانگر می تواند دخالت کند. با این تعاریف رشته کاردرمانی از لحاظ سطح خدمات بسیار وسیع است. از یک نوزاد که تازه متولد شده است، تا یک سالمند، همه می توانند از خدماتی که کاردرمانی ارائه می کند، بهره بگیرند. معمولا اختلالات و مشکلاتی که برای افراد بوجود می آید در دو حوزه جسمی و ذهنی اتفاق می افتند. مثلا  هر اختلال جسمی حرکتی که در کودکان باعث شود رشد و تکامل کودک حرکتی کودک دچار مشکل شود، مانند: تاخیر حرکتی، نقص عضو مادرزادی، آسیبهای مغزی مانند کودکانی که دچار فلج مغزی هستند، یا در بزرگسالان سکته مغزی، پارکینسون، ام اس و غیره، کاردرمانگر می تواند مداخله کند. بعضی از حوادث و اتفاقات هم می توانند بر روی عملکرد ما تاثیرگذار باشند، مانند کسی که تصادف کرده و دچار ضربه مغزی می شود، یا بر اثر حادثه ای ضایعه نخاعی پیدا می کند و این افراد در عملکرد حسی و حرکتی خود دچار مشکل می شوند، باز هم کاردرمانی می تواند در این حوزه ها وارد عمل شود. در برخی از کودکان یک سری اختلالات روانپزشکی وجود دارد که باعث می شود کودک نقشهای عملکردی خود را از دست بدهد، مانند کودکانی که اختلالات ذهنی و یا عقب ماندگی ذهنی، اوتیسم، بیش فعالی، اختلالات یادگیری و غیره دارند. در زمینه اختلالات روانپزشکی بزرگسالان نیز باز به همین شکل است. مثلا در بخش روان بیمارستان کوثر، واحد کاردرمانی مستقر است، چون برخی از این اختلالات، فرد را از انجام امور روزمره خود باز می دارد مانند انواع اختلالات سایکوتیک مثل اسکیزوفرنی و همچنین اختلالات خلقی شدید مانند افسردگی شدید و اختلالات دوقطبی و یا هرگونه اختلالات روانی اجتماعی که هرگونه عملکرد روزمره فرد را دچار مشکل می کند.

در سالهای اخیر کاردرمانی توانسته اهمیت و نقش خود را در نظام سلامت در ایران نشان دهد. با این وجود هنوز به جایگاه واقعی خود در این نظام نرسیده است و هنوز سطح آگاهی جامعه از کاردرمانی مطلوب نیست و این رشته کاردرمانی به خوبی شناخته نشده است. کاردرمانی ترجمه واژه لاتین Occupational Therapy  است که به نظر می رسد این ترجمه لفظ به لفظ خیلی حق مطلب را ادا نکرده است و توجه شنونده به سمت شغل و کار افراد جلب می شود، در صورتی که مفهوم Occupation تمامی اشتغالات روزمره افراد را در بر می گیرد این اشتغالات با توجه به زمینه ای که فرد در آن مشارکت دارد، تعریف می شود. مثلا اشتغلات یک کودک بازی، آموزش و درس خواندن و فعالیتهای خودیاری است. پس اختلالاتی که باعث شود یک کودک نتواند بازی کند، با کمک کاردرمانگر به سطحی باز می گردد که کودک توانایی انجام عملکردهای متناسب با سنش را انجام دهد. در زمینه بزرگسالان نیز مثلا کسی که دچار سکته و به دنبال آن فلج می شود و عملکرد اعضای بدن را دچار مشکل می کند، یا فرد نمی تواند بطور مستقل رفت و آمد کند، یا نمی تواند از دست خود برای انجام ا مور روزمره استفاده کند که همه اینها به معنای وابستگی فرد است و کاردرمانگر اینجا وارد می شود و به استقلال فرد کمک می کند.

کاردرمانی برای کمک به هر کدام از این بیماران چه کاری انجام می دهد؟

وقتی عارضه یا حادثه ای برای افراد ایجاد می شود، مثل فردی که دچار سکته مغزی می شود، معمولا توانایی یکسری از عملکردهایش را از دست می دهد و نقص در عملکرد، کارکرد او را دچار مشکل می کند. مثلا کسی که نمی تواند دست خود را بخوبی تکان دهد، در نوشتن، غذا خوردن، کارکردن و ... دچار مشکل می شود. اگر شغل فرد یک شغل یدی باشد، ممکن است فرد از عهده انجام شغلش برنیاید و کارش را از دست بدهد. هر کسی در زندگی خود نقشهای متفاوتی دارد، مثلا یک بزرگسال نقش همسر، پدر یا مادر، کارمند و سایر نقشهای فردی و اجتماعی را دارد. یک عارضه یا حادثه می تواند روی تمامی نقشهای یک فرد اثرگذار باشد و آنها را مختل کند. کاردرمانگر با بررسی که انجام می دهد متوجه می شود که نقشها و عملکردهای فرد چقدر آسیب دیده است و چه اجزای عملکردی و چه مشکلات حسی- حرکتی مشکل پیدا کرده اند و  ابتدا سعی می کند آنها را برطرف کند به عنوان نمونه سفتی یا ضعف عضلانی، مشکلات در هماهنگی حرکتی و ... اما بخش مهم کار این است که به فرد کمک کنیم تا با توجه به نقایصی که در وی باقی می ماند بتواند به سطح زندگی مستقل خود بازگردد. در این مرحله از رویکردهای انطباقی استفاده می کنیم، یعنی با توجه به نقشی که فرد دارد، آموزشهای اضافی ببیند که بتواند عملکردی را که قبل از عارضه توانایی انجام آن را داشت، مجددا انجام دهد، گاهی از تطابق در محیط و یا اشیاء استفاده می کنیم. مثلا فرد نمی تواند قاشق را در دستش بگیرد و قاشق را در دستش می بندیم یا توانایی گرفت وسایل ظریف را ندارد، پس ضخامت دسته قاشق را بیشتر می کنیم تا فرد موفق به کنترل آن شود و به حداکثر استقلال ممکن برسد. بنابراین درمان و آموزش حوزه وسیعی را در کاردرمانی در بر می گیرد و افرادی که استقلال عملکردی آنها دچار مشکل شده، خودشان و خانواده آنها کاملا درگیر می شوند و اگر درمان خوب انجام بپذیرد، بازخوردی که مراجعین و خانواده های آنها می بینیم بسیار ارزشمند است. چون مهم ترین معضلی که در هنگام بروز عارضه برای فردی اتفاق می افتد، وابستگی او به افراد دیگر است که زندگی خود فرد و خانواده و حتی جامعه را دچار اختلال می کند و با ایجاد استقلال در فرد مصدوم باری را از روی دوش خانواده و جامعه بر می داریم.

افراد باید به چه علائمی توجه داشته باشند تا بتوانند به موقع از کمکهای حوزه کاردرمانی استفاده کنند؟

برای پاسخ به این سوال باید به حوزه هایی که کاردرمانی در آن فعال است اشاره کنیم، مثلا حوزه کودکان که تخصص خود من هست، کودکان ممکن است دچار انواع اختلالات تکاملی و رشدی شوند که باعث می شود نتوانند عملکرد مناسبی داشته باشند. تشخیص و درمان زودهنگام این اختلالات می تواند در بهبود و پبشگیری از مشکلات جدی تر بعدی بسیار موثر باشد. یکسری علائم و نشانه ها وجود دارند که آگاهی از آنها مخصوصا برای والدین می تواند بسیار موثر و کمک کننده باشد. مثلا اینکه آیا مراحل رشد در نوزادان و کودکان بطور طبیعی در حال انجام است یا خیر، انتظار داریم کودک در سن سه ماهگی گردن بگیرد و یا در سن 5 تا 6 ماهگی غلت بزند یا در 7 ماهگی کم کم شروع به نشستن کند، کودک 14 ماهه باید بتواند روی پای خودش راه برود. البته اینها یک دامنه سنی هم دارد ولی خانواده با در نظر داشتن این موارد باید دقت کند که کودک شرایط نرمال رشد حرکتی دارد یا نه؟ و اگر شک دارند با یک متخصص در این امر مشورت کنند و اگر مشکلی هست درمان را هرچه سریعتر شروع کنند. چون هر چقدر که درمان سریعتر اتفاق بیفتد، نتیجه خیلی بهتری خواهد داشت. علائم دیگر مانند سفتی و شلی است که در اندامهای کودکان دیده می شود که از یک سنی به بعد دیگر طبیعی نیست. بطور نمونه یک خانواده گزارش می کند که هنگام تعویض پوشک فرزندش با مقاومت او مواجه می شود و پاهایش سفت است. خب این می تواند یک علامت باشد. گاهی مشاوره های خیلی بدی از سوی اعضای خانواده داریم و با دلسوزی بیجا مسائل را انکار می کنند، مثلا کودک در 9 ماهگی هنوز گردن نگرفته و وقتی از پدر و مادر سوال می کنیم که چرا اینقدر دیر مراجعه کرده اند، و والدین می گویند که سایر اعضای خانواده گفته اند که این روند طبیعی است و خودشان هم به همین شکل بوده اند!! در حالی این انکار کردن مشکل و به تعویق انداختن مراجعه به متخصص در کودکی که در 9 ماهگی تا یکسالگی نمی تواند گردن بگیرد، عوارض بسیار ناخوشایند و زیادی را به دنبال خواهد داشت.

در مورد بزرگسالان نیز باز به همین ترتیب است، البته خوشبختانه سطح آگاهی بین متخصصین بالا رفته است، و در صورت نیاز بیماران به همکاران کاردرمانگر ارجاع داده می شوند. قبلا اگر بیماری مبتلا به ام اس بود یا با عوارض سکته درگیر بود، صرفا به فیزیوتراپی ارجاع می شدند تا مشکلات حرکتی آنها حل شود، اما غافل از اینکه بخشی این مشکلات حرکتی در برخی از بیماریها رفع نمی شود ولی فرد باید بتواند بطور مستقل امور روزمره خود را انجام دهد و سطح مشارکت وی در جامعه و خانواده حفظ شود و در این زمینه کاردرمانگر می تواند با آموزشها و درمانهای مناسب به فرد کمک کند.

گاهی بیماران صرفا برای دریافت خدمات فیزیوتراپی راهنمایی می شوند در حالی که راهکارهایی که کاردرمانی می تواند ارائه دهد، نادیده گرفته می شود، چطور باید از درمانهای مناسب استفاده کرد؟

ارجاع نامناسب می تواند از اثر بخشی درمان بکاهد بطوریکه درمان موثر نیست و یا اثر آن مشکل باقی می ماند، مثلا فردی که کمر درد مزمنی دارد، ممکن است با فیزیوتراپی از میزان درد کاسته شود، اما در انجام کارهای روزمره باز هم فرد دچار کمر درد خواهد شد. چون فرد آموزشهای لازم را برای انجام کارهای روزمره ندیده است تا دچار کمر درد نشود یا اگر دوباره دچار درد شد، تسکین پیدا کند، این آموزشها در مراجعه افراد به کاردرمانگر به آنها ارائه می شود. حلقه مفقوده در نظام سلامت ما، کار گروهی در امر درمان است. کار گروهی در انجام فرآیند درمان در کشورهای توسعه یافته پذیرفته شده است و هیچ منافاتی بین رشتهای فیزیوتراپی و کاردرمانی و سایر، وجود ندارد. اینکه اگر بیماری از درمانهای کاردرمانی استفاده می کند دیگر به انجام فیزیوتراپی نیاز ندارد یا برعکس، صحیح نیست و باید از تمامی این درمانها در راستای یکدیگر و برای بهبود وضعیت بیمار استفاده کرد. به این ترتیب علائم جسمی حرکتی بیمار بهبود پیدا می کند و عملکرد و استقلال وی نیز ارتقاء پیدا می کند. همانطور که قبلا هم اشاره کردم شرایط در حال حاضر نسبت به گذشته خیلی بهتر شده و آگاهی بین مردم و متخصین در مورد رشته کاردرمانی بیشتر شده است. خوشبختانه در در میان همکاران دانشکده توانبخشی روح همکاری و کار تیمی وجود دارد و اهداف منسجم و یکپارچه ای را دنبال می کنیم و شرایط کار و فعالیت در دانشگاه علوم پزشکی استان سمنان خوب و مهیا است.

در مورد سایر مواردی که در کاردرمانی مورد بررسی قرار می گیرد نیز توضیحاتی بفرمایید:

در مورد کودکان همان طور که گفتم، هر زمان که احساس کنیم، مهارتهای حرکتی کودک دچار مشکل است باید این مسائل مورد بررسی قرار بگیرند. مثلا زمانی که کودک نمی تواند خوب بازی کند و تامل خوب و سازنده ای با دوستانش ندارد، کودک حواس پرت است، و این حواس پرتی به شکلی است که در انجام کارها دچار مشکل می شود. گاهی مادر یک کودک در مراجعه، عنوان می کند که کودک من آنقدر حواس پرت است که به هیچ چیز که جلوی پای اوست توجه نمی کند و پایش با اشیاء برخورد می کند، چشم پزشک هم او را بررسی کرده است و چشمانش مشکلی ندارد. اما وقتی ما بررسی می کنیم می بینیم که کودک علائم اختلال توجه و تمرکز دارد یا اختلالات هماهنگی حرکتی (DCD) دارد. کودکانی که دچار این اختلال هستند عملکرد حرکتی آنها دچار مشکل می شود و هماهنگی حرکتی ندارند و باعث می شود اشیائی که در اطرافشان هست را خوب نبینند، مثلا هنگام برداشتن یک قندان، وقتی هماهنگی عصب و عضله نداشته باشند و دست بجای این که به مقدار مناسبی باز شود که بتواند قندان را بردارد، کاملا باز می شود و باعث واژگون شدن قندان می شود. یا خانواده ها می گویند که فرزندشان شیطنت زیادی می کند و آرام و قرار ندارد، که در ارزیابی ها متوجه می شویم که کودک اختلال بیش فعالی دارد. گاهی کودک در ارتباط گیری دچار مشکل است و در چشم افراد نگاه نمی کند و صحبت نمی کند، یا نکته مهمتر اینکه کودک مهارت و عملکردی را در گذشته داشته ولی از یک سنی به بعد دچار ضعف در این مهارتها می شود، اگر توقفی در رشد و تکامل کودک مشاهده شود یک علامت بسیار مهم است که باید به آن توجه شود، چون بسیاری از بیماریهای ژنتیکی و اختلالات رشدی با همین علائم شروع می شوند مثل اختلالات پیش رونده اوتیسم، مثلا در شرح حال  اوتیسم، کودک یک دوره نرمال بودن را تجربه کرده است و مثلا رشد و تکامل کودک تا سن 2 تا 5/2 سالگی طبیعی بوده و بعد از آن خانواده متوجه یکسری از علائم می شوند. مطمئنا هرچقدر این اختلالات زودتر تشخیص داده شود، زودتر و راحتتر می توان به درمان پرداخت و درمانگر می تواند سریعتر جلو پیشرفت عارضه را بگیرد و به او کمک کند تا عملکرد بهتری داشته باشد.

در زمینه بزرگسالان نیز همین طور است، هر اختلال مزمن و ناتوان کننده ای که به هر شکل عملکرد روزانه فرد را تحت تاثیر قرار دهد و مختل کند،  نیاز به مشاوره کاردرمانگر دارد. مثلا فردی دچار ضایعه نخاعی شده و پاهایش کار نمی کند و خدمات فیزیوتراپی هم دریافت کرده است، اما بسیاری از این دسته اختلالات درمان قطعی ندارند و آیا چنین فردی با داشتن این مشکل حق ادامه حیات و استقلال فردی ندارد؟ کاردرمانگر به چنین افرادی کمک می کند و آموزشهای لازم برای استفاده از ابزار و حتی ویلچر را به او می دهد، آموزش نحوه انتقال فرد از روی تخت بر روی ویلچر و برعکس، استفاده از عصا و انجام کارهای روزمره را کاردرمانگر به او آموزش می دهد و بسیار اثر بخش و کمک کننده است.

در زمینه اختلالات روانی نیز باز به همین شکل است، در اختلالات روانپزشکی بزرگسالان می بینیم که بیماری که دچار یک ضایعه روانپزشکی است، مثلا فرد دچار افسردگی اساسی است و در انجام کارهای روزمره خود ناتوان می شود و حتی پیش می آید که غذا نمی خورد و به بهداشت خودش رسیدگی نمی کند و فعالیتهای مراقبت از خود را انجام نمی دهد و بار سنگینی را بر دوش مراقبینش می نهد و اینکه درمانگر چگونه به خانواده و مراقبین آموزش بدهد تا بتوانند به این فرد کمک کنند و تکنیکها و آموزشهایی برای خود فرد وجود دارد که کمک می کند توجه و تمرکز او بالاتر برود و چگونه به محیطش و فعالیتهایش توجه کند و ذهن و ساختار ذهنی خودش را انسجام دهد، که همه اینها در کمک به بیمار موثر است. بنابراین اگر اختلال روانی سبب شود که کارکرد فرد در زندگی روزمره دچار مشکل شود باز هم کاردرمانی وارد عمل می شود.

لطفا مراکز کاردرمانی که تحت نظر دانشگاه علوم پزشکی استان سمنان هستند را معرفی بفرمایید:

مراکزی که خدمات کاردرمانی را تحت پوشش دانشگاه علوم پزشکی استان سمنان ارائه می کنند شامل مراکز بستری مثل بیمارستانها و مراکز سرپایی که در سطح شهر هستند.

مانند بیمارستان کوثر که بخش کاردرمانی دارد و کاردرمانگرها در قسمتهای مختلف مثل بخش مراقبتهای ویژه و یا عمومی حضور پیدا می کنند و اگر مراجعه کننده ای باشد که دستور کاردرمانی داشته باشد، تحت نظر کاردرمانگر قرار می گیرد و روند درمانی مربوطه را طی می کند.

بیمارستان امیر المومنین (ع) در بخش NICU هم بخش کاردرمانی برای کمک به نوزادان نارس فعال است و خدمات ارائه می دهد.

در سطح شهر نیز مراکز طباطبایی در بلوار قدس، مرکز فامیلی در خیابان شهید مدنی و مرکز ابن سینا در بلوار هفده شهریور، خدمات کاردرمانی ارائه می شود.

اگر مورد تکمیلی هست و یا اگر خاطراتی از روند درمان دارید لطفا بفرمایید:

خدمات کاردرمانی بسیار وسیع است و تمام افرادی که به نحوی مشکلاتی در عملکرد و کارکرد روزمره خود دارند، فکر نکنند که این مشکلات غیر قابل حل است و حتما با یک کاردرمانگر مشورت کنند و به احتمال زیاد برای بسیاری از این مشکلات راه حل هایی هست که با آموزشهای خیلی ساده می توانیم مشکلات خیلی بزرگی را از بین ببریم. به عنوان مثال چند سال پیش مراجعه کننده ای داشتم که کودکی با ضایعه مغزی شدید بود و توانایی غذا خوردن و بلع را نداشت. خانواده همیشه در غذا دادن به کودک مشکل داشتند و در مراجعه در کنار سایر مشکلاتی که مطرح می کردند با بررسی و سوالاتی که پرسیدم متوجه شدم که این کودک در بلع نیز دچار مشکل است و یک اصلاح وضعیت به آنها آموزش دادم. که بدن کودک و سر و اندامهای او موقع غذا خوردن به چه شکلی قرار بگیرد و خانواده هم پذیرفت و روز بعد مادر با خوشحالی به من مراجعه کرد و گفت این اولین شبی بود که کودک من غذا خورد و در گلویش نپرید. به این ترتیب با یک اصلاح وضعیت یک مشکل آزار دهنده را برطرف شد و فشار را از روی دوش خانواده و مراجعین برداشت.

در آخر از اینکه این فرصت را برای معرفی رشته کاردرمانی در اختیار من قرار دادید سپاسگزارم و امیدوارم مخاطبین شما هم از آن استفاده کنند.

مصاحبه کننده: مارال صمصامی

  • کد خبر : 39672
لینک کوتاه خبر :
کلمات کلیدی

تصاویر

0 نظر برای این مقاله وجود دارد

نظر دهید

متن درون تصویر امنیتی را وارد نمائید:

متن درون تصویر را در جعبه متن زیر وارد نمائید *