گفتوگوی صمیمی با همکاران محترم دانشگاه
پویایی و تلاش کردن هرچقدر هم که سخت باشد، همیشه ماندگار است.
به گزارش روابط عمومی دانشگاه علوم پزشکی استان سمنان؛ کارکنان خدوم دانشگاه گنجینهای گرانبها هستند و نگاهی به تلاش ها و زحمات این عزیزان، مسیر راه را برای جوانان این مرز و بوم روشن می کند و تبیین خدمات آنان برای شهروندان شیرینی توام با آگاهی به ارمغان خواهد آورد.
در ادامه سلسله گفتگوهای صمیمانه با همکاران این دانشگاه، مصاحبه دوستانهای را با عباس ایزدی رئیس امور مالی مرکز بهداشت شهرستان سمنان ترتیب داده ایم و شما را به خواندن آن دعوت می کنیم.

ضمن عرض سلام و خدا قوت، لطف خودتان را معرفی بفرمایید:
با عرض سلام خدمت شما و همه همکاران عزیز، من عباس ایزدی هستم، متولد تیر ماه سال 1359 در سمنان.
لطفا بفرمایید چطور شد که همکاری با دانشگاه علوم پزشکی استان سمنان را آغاز کردید؟
من در سال 1384 با شرکت در آزمون استخدامی دانشگاه و پذیرفته شدن در این آزمون و طی مراحل اداری آن، به خانواده دانشگاه اضافه شدم و باعث خرسندی من است که سال هاست در کنار همکاران و دوستان عزیز در دانشگاه انجام وظیفه می کنم.
در ابتدای کار و بعد از ورودم به دانشگاه علوم پزشکی، در حوزه های مختلف امور مالی در ستاد دانشگاه، در ادارات مختلف مشغول به فعالیت بوده و تجارب بسیار زیادی را در این زمینه از همکاران بزرگوارم کسب کرده ام.
لطفا راجع به رشته تحصیلی خودتون توضیح بدهید:
من لیسانس حسابداری و کارشناس ارشد مدیریت دارم.
آیا خاطرات و حس و حال روزهای اول شروع فعالیت در دانشگاه را به یاد می آورید، برایمان از خاطرات روزهای اول بگویید:
روزهای اولی که انسان وارد هر مجموعه ای می شود جزء ماندگارترین و زیباترین روزهای کاری محسوب می شود. البته نبود تجربه و نا آشنا بودن به محیط جدید همیشه در انسان یک ترس شیرینی را ایجاد می کند. یک ترس شیرین همراه با هیجان، که بنظرم بسیار جذاب است و زمانی که انسان مدتی از آن دوره فاصله می گیرد و باز می گردد و به عقب نگاه می کند، متوجه می شود که چه دوران خوبی بوده است. زمانی که وارد حوزه مالی شدم و قرار شد که در یکی از ادارات ستاد دانشگاه انجام وظیفه کنم، در میان یکسری افراد فوق العاده با تجربه و کاربلد وارد شدم که گرد سفید تجربه روی موهایشان نشسته بود و به نوعی کوچکترین عضو این مجموعه محسوب می شدم. بعد از اینکه وارد این حوزه شدم، بسیاری از مدیران و همکاران بزرگ وقت در عرصه مالی، بسیار محبت کردند و بی منت و دست و دلبازانه اطلاعات و تجارب خودشان را منتقل کردند.
زمانی که هیجان اولیه و ترس از ورود به محیط جدید از بین رفت، توانستم قابلیتها و تواناییها و تخصصی که در دانشگاه کسب کرده بودم را نشان بدهم و همیشه قدردان افرادی بودم که در روزهای اول من را همراهی و راهنمایی کردند و این شد که آن اعتماد بنفس کاری اتفاق افتاد. همیشه از این دوستان به نیکی یاد می کنم و قدردان و مدیون زحمتشان هستم.
وقتی از جایگاه فعلی خودتان به گذشته و مسیر سختی که با تلاش آن را طی کرده اید، نگاه می کنید چه حسی دارید و چه پیامی برای همکارانی که در شروع این راه هستند دارید:
پویایی و تلاش کردن هرچقدر هم که سخت باشد، همیشه ماندگار است. غیر از اینکه انسان تجاربی را کسب می کند، جزء روزهای روشن زندگی کاریش نقش می بندد. من هم چه در گذشته و چه در حال حاضر تمام تلاشم را کرده ام و زمانی که به گذشته نگاه می کنم، از آن به نیکی یاد می کنم و خوشحال از پیگیریها و تلاشهای مداوم خودم در آن روزها تا کنون هستم و اگر به عقب برگردم هم دوباره همین کارها را انجام خواهم داد و هیچ پشیمان نیستم که برای اهدافی که در ذهن داشته ام مثل نشان دادن تواناییهایم، خدمت کردن و... وقت گذاشته ام و تلاش کرده ام. درست که در هر سیستمی چالشها و سختیهایی وجود دارد و بعضا اتفاقاتی می افتد که شاید مطابق میل انسان نباشد، اما آن تلاش و ممارست و پیگیری که داشته ام و اکنون نیز کماکان با همان روش به فعالیتم ادامه می دهم، و به آن ایمان دارم، ثروت درونی من است.
فعالیت در حوزه مالی نیاز به دقت زیاد دارد و البته ایجاد استرس می کند. این روند را چطور مدیریت می کنید؟
انسان موجودی بسیار تواناست و با شرایط محیط خود تطبیق پیدا می کند. این عادت پذیری انسان، یکی از نعمتهای بزرگ خداوند است. همانظور که گفتید کار کردن در حوزه مالی، کار کردن با اعداد و ارقام برای افرادی که به حق به دنبال دریافت حقوق و دستمزد تلاشهای خود هستند، قانع کردن آنها و انجام پرداختها و بطور کلی سیکل مالی بسیار استرسزا است. ولی اگر افرادی که در این حوزه شروع به فعالیت کرده اند، تلاش کنند ضمن کسب تجارب مفید، برای مراجعان خود حق پیگیری را مغتنم بدانند و پاسخگویی را ابتدا وظیفه انسانی و سپس وظیفه اداری خود بدانند، باعث می شود که تعادل و آرامش در روند انجام کارها اتفاق بیفتد و بر استرس غلبه کنند. به نظر من استرس بیشتر ناشی از نداشتن تجربه و اطلاعات کافی است، وقتی تجربه و آگاهی لازم بدست بیاید، دیگر اتفاقات نمی توانند چالشهای غیر قابل کنترلی را ایجاد کنند.

از فعالیت های هنریتان برایمان بگویید:
من از دوران طفولیت به هنر انس و علاقه زیادی داشتم. در ابتدا در شاخه های مختلف هنری مثل خوشنویسی، نقاشی، تئاتر و حتی نوشتن متون کوتاه ادبی تجاربی کسب کردم ولی از سال 1371 بطور جدی وارد دنیای موسیقی شدم و تا کنون به این فعالیت بطور تخصصی ادامه داده ام.
ساز تخصصی شما چیست؟
بنده ساز کمانچه را تحصیل کرده ام و در حال حاضر همین ساز را برای هنرجویان تدریس می کنم.
موسیقی چه تاثیری بر روی زندگی شما داشته است؟
بنظر من هر زمانی که هنر وارد زندگی ما انسانها گردید، با احساس خوبی که ایجاد می کند، سبب شد سختیها، ناملایمات، مشکلات و موانع زندگی قابل تحمل تر شوند. در واقع هنر انسان را از حالت روزمرگی که آفت بشر این نسل است، خارج می کند و مشکلات در کنار هنر رنگ و بوی زیبایی بخود می گیرند و تحمل و حل آنها راحت تر می شود.
خاطرم هست در سال 1371 که برای اولین بار به حوزه هنر موسیقی و کلاس ساز وارد شدم، افراد بسیار قلیلی در این شهر کمانچه کار می کردند که امروز به لطف خدا و تلاشهای انجام شده، افراد بسیار زیادی به این ساز پرداخته اند و در گروه های مختلف اقدام به نوازندگی می کنند. ساز کمانچه یکی از سازهای اصیل و بسیار قدیمی ایران است که کاملا برگرفته از روح و عواطف ایرانی می باشد و برای همین زمانی که صدای این ساز طنین انداز می شود، روح شنونده صیقل پیدا می کند. اگر بخواهم درباره فعالیتهای تدریس در زمینه هنری خودم صحبت کنم، باید بگویم که در سمنان در خدمت اساتید بسیار خوبی آموخته ام و سپس از محضر اساتید بسیار برجسته و نام آور کمانچه در سطح کشور مانند استاد اردشیر کامکار، شروین مهاجر، احسان ذبیحی فر، نوید دهقان، آرش کامور و سایر ارجمندان، استفاده کرده ام که آموزه های گرانبهایی را در اختیارم قرار دادند. بنده سالها با تحمل سختی بسیار برای آموختن و کسب تجربه از محضر اساتید، سفر کرده ام که به لطف خدا نتایج آن را می بینم.

در کنار تحصیل موسیقی در محضر اساتید، اجراهای زیادی را در شهرهای مختلف کشور از جمله سمنان داشته ام، همین طور در جشنواره های مختلف همراه با گروه های دیگر و یا به تنهایی اجرای برنامه کرده ام و رتبه های خوبی در این زمینه کسب نموده ام. در حال حاضر هم با ایجاد گروه ارغوان که بزرگترین گروه سنتی ایرانی استان سمنان است، در حال فعالیت هستیم و سالهاست که اجرای برنامه می کنیم. در کنار سرپرستی گروه ارغوان، گروه های هنرجویی ماه کمان و نو کمان هم بر عهده من است که جزء بزرگترین گروه های هنرجویی کمانچه نوازی در سطح کشور است که در حال اجرای برنامه هستند. بنده در کنار موسیقی، البته نه به جدیت آن شعر می گویم و این اشعار با لطف دوستان در مجموعه ای در حال گرد آوری است و امیدوارم که روزی بتوانم این دلنوشته ها را بر علاقمندان عرضه کنم.
چه چیزی باعث شد که در کنار موسیقی اشعار و دلنوشته هایی هم داشته باشید؟
شعر و موسیقی باهم عجین هستند و همانطور که می توانیم رد پای شعر را در سایر شاخه های هنری ببینیم، برای موسیقی هم همین روند جاری است. بنابراین بعضی جاها که موسیقی نیاز به بیان حس خاصی دارد من دست به شعر بردم تا بتوانم بخشهایی از حس موسیقی را که باید قوی تر به گوش مردم برسد، در قالب شعر ادا کنم.
از قطعات موسیقی که ساخته اید برایمان بگویید و تعدادی از آنها را معرفی کنید:
بنده قطعات نسبتا زیادی را ساخته ام و از برخی از آنها در سطح کشور رونمایی شده است، و در بعضی از این قطعات که اشعاری نیز به همراه دارد، شعر آن قطعه هم از بنده است و نوازندگی آن هم بر عهده خودم بوده است که خوشبختانه با استقبال بسیار خوبی مواجه شده است. از قطعاتی که ساخته ام می توانم قطعه فاخته، گیسوی ارغوان، از ماه می خوانم، طلوع وصل، وداع در خزان، فصل جوانی، رقص مجنون، مهاجر، ماه خاتون، هنگامه مهتاب، نجوا و واحه که در روز سه شنبه 14 تیر ماه در پیچ اینستاگرام اینجانب منتشر خواهد شد، اشاره کنم.
اگر صحبتی برای همکاران دارید که به زمینه های مورد علاقه خودشان بپردازند، بفرمایید:
همراه شدن با هنر یا سایر علاقمندیهای افراد، می تواند باب جدیدی را در زندگی باز کند، و مطمئنا در خصوص حوزه تخصصی خودم یعنی موسیقی، هر زمانی که به نوای درونی خودشان پاسخ بدهند و پیگیر علاقه های درونی خودشان بشوند، حالا هنر، ورزش یا سایر دلمشغولی ها، دیر نیست و اطمینان داشته باشند که غیر از اینکه راندمان کاری خودشان را بالا می برند یک استراحت خوبی به روحشان داده اند و این باعث می شود که حالشان روز به روز بهتر شود.
در پایان از خاطرات خودتان در زمینه کاری یا هنری، برایمان بگویید:
ساعت به ساعت حضورم در محیط کارم برای خودم لذت بخش و خاطره انگیز است. اما خاطره ای که در ذهن من ماندگار شده و با هنر گره خورده است، زمانی بود که دوست و همکار عزیزم، مدیر گرامیام جناب آقای طاهریان که مدیر مالی وقت دانشگاه بودند، در آستانه بازنشستگی قرار گرفتند، به رسم ادب، همکاران می خواستند از ایشان تجلیل بعمل آورند، و به دنبال تهیه هدایایی برای ایشان بودند. ناگهان به ذهنم رسید که در حوزه تخصصی خودم کار کوچکی را انجام بدهم و در این مورد با یکی از دوستان و همراهانم مشورت کردم. بنابراین به سرعت شروع به نوشتن قطعه ای کردم و از آنجایی که قرار بود ایشان در پاییز 1398 بازنشسته شوند، اسم قطعه را «وداع در خزان» انتخاب کردم. در زمان کمی که داشتم اقدام به تنظیم و ضبط آن کردم. خیلی نگران بودم که بتوانم در آن زمان کوتاه کار را نهایی کنم، به استودیو رفتم و خودم قطعه را نواختم، و در روز مراسم تودیع، این قطعه را به ایشان تقدیم کردم و حس این کار همچنان برایم ناب و لذتبخش است.
اگر موردی هست که در این گفتگو به آن اشاره نشده است، بفرمایید:
قبل از هرچیز می خواهم از روابط عمومی دانشگاه به ویژه جناب آقای یحیائی تشکر کنم و همین طور تیم ایشان که در حال اجرای این ایده زیبای مصاحبه با همکاران هستید. اینکه به پرسنل دانشگاه جدا از کارشان پرداخته می شود و تواناییهایی که این عزیزان در سایر زمینه ها دارند معرفی شود، نه تنها برای پرسنل ایجاد انگیزه می کند، بلکه سبب آشنایی سایر همکاران با این نقاط قوت و استفاده و همراهی در آن می گردد. از این بابت خدمت آقای یحیایی و همکارانشان تبریک می گویم و امیدوارم روزی باشد که افراد با تواناییها و گنجهای نهفته در وجودشان دیده شوند و پرسنل دانشگاه ثروت های اصلی این سازمان هستند و باید بخوبی از این گنجها در جهت پیشبرد اهداف دانشگاه استفاده کرد.
مصاحبه گر: مارال صمصامی کارشناس روابط عمومی دانشگاه
قطعه ماه خاتون اثر استاد عباس ایزدی تقدیم نگاه مهربانتان