عرصه بسیج یک عرصه عمومی است و نه مختص به یک قشر است و نه مختص به یک بخش از جغرافیای کشور
به گزارش روابط عمومی دانشگاه علوم پزشکی استان سمنان، این بخش از گفتگوهای صمیمانه با همکاران را به مناسبت گرامیداشت هفته بسیج به گفتگو با یکی از همکاران باسابقه بسیجی دانشگاه، محترم خلیلی، اختصاص دادیم که شما را به خواندن این مصاحبه و خاطرات ارزشمند همکار عزیزمان دعوت می کنیم:
با سلام هفته بسیج را خدمت شما تبریک عرض می کنم لطفا خودتان را معرفی بفرمایید.
سلام عرض می کنم خدمت شما و تمامی همکاران گرامی و من هم هفته بسیج را به شما و هموطنان عزیز تبریک عرض می کنم. بنده محترم خلیلی هستم. در سال 1375 فعالیتم را در دانشگاه علوم پزشکی استان سمنان بصورت قراردای آغاز کردم و در سال 1386 استخدام رسمی شدم و در حال حاضر در ستاد دانشگاه مشغول به خدمت می باشم.
شما از همکاران باسابقه بسیجی در خانواده دانشگاه علوم پزشکی استان سمنان هستید لطفا بفرمایید از چه زمانی وارد بسیج شدید و هدفتان چه بود؟
واحد بسیج مستضعفین به فرمان امام خمینی (ره) در پنجم آذرماه سال 1358 زیر نظر سپاه پاسداران انقلاب اسلامی تشکیل گردید و عضویت بنده در بسیج به همان سالها بر می گردد. اولین پایگاه بسیج محله ما در مسجد صاحب الزمان (عج) محلات تشکیل گردید و بسیاری از خواهران و برادران به عضویت آن درآمدند و با شروع جنگ تحمیلی این پایگاه رونق بیشتری گرفت و جوانان و حتی نوجوانان بیشتری عضو شدند تا از این طریق برای دفاع از مملکت خود عازم جبهه ها شوند. شاهد هستیم که خیل عظیمی از این جوانان و نوجوانان بسیجی به درجه رفیع شهادت نائل آمدند.
هدف من از ورود به بسیج در آن زمان از آنجا نشات می گرفت که برادر بزرگترم که اختلاف سنی چندانی هم نداشتیم از نیروهای انقلابی، حزب اللهی و بسیجی بود ما را تشویق می کرد که برای حفظ و تداوم انقلاب باید در این مسیر قرار بگیریم و من با راهنمایی های ایشان وارد عرصه بسیج شدم و در حقیقت یک تحول جدیدی در زندگی من به وجود آمد. اولین حضورم در بسیج شرکت در کلاس قرآن بود و این کلاس ها با سادگی و همدلی که بین اعضای شرکت کننده بود باعث می شد که گفته های مدرس تاثیر بسیار خوبی بر روی ما داشته باشد. البته آن زمان با توجه به محدود بودن امکانات و مشکلات عدیده ای که داشتیم کار را برای ما سخت می کرد ولی خوشبختانه من با توجه به آن شرایط سنی و خانواده ای داشتم که می توانستم با اتکا به ایشان مسیر خود را پیدا کنم و بهترین درسها را در زندگی از مادرم آموختم زمانی که سختی یا مشکلی سر راهش قرار می گرفت صبور و خویشتن دار بود و آن زمان بود که فهمیدم صبور بودن جزیی از ایمان است و خویشتن داری عبادت است.
خاطره ای که در هفته های اول حضور در بسیج در ذهن من نقش ثابت داشته و مرور این خاطره همیشه باعث تحول در من می شود شهادت یکی از مدرسان در جبهه های حق علیه باطل بود. آن زمان بود که شاید وجود خدا را در زندگی بیشتر احساس کردم و فکر می کردم چطور می شود این معلم این هفته قرآن تدریس کند و هفته بعد شهید شود.
لطفا در مورد جایگاه بسیج در کشورمان توضیح بفرمایید.
بسیج از سالهای دفاع مقدس تا کنون حضور فعالی در عرصه های مختلف داشته است. همانطور که مقام معظم رهبری (مد ظله العالی) فرموده اند: «عرصه بسیج یک عرصه عمومی است و نه مختص به یک قشر است و نه مختص به یک بخش از جغرافیای کشور.» با توجه به فرمایشات رهبر عزیزمان بسیجیان باید در همه عرصه هایی که حافظ نظام و انقلاب اسلامی است، حاضر باشند و بنده هم دیده ام که الحق همیشه و همه جا حضور پرشوری دارند.
خانم خلیلی، لطفا بفرمایید که بسیج چه نقشی در جهاد تبیین دارد.
با توجه به معنی و مفهوم جهاد که تلاش بی وقفه است و به صراحت می بینیم که دشمن بیکار نیست و تمام توان خود را بکار گرفته و می گیرد تا جوانان و نوجوانان ما را فریب دهد. ما بسیجیان باید تلاش کنیم با الگو گرفتن از فرمایشات مقام معظم رهبری در عرصه جهاد تبیین نیز پرتوان ظاهر شویم تا دشمن شبهه ای به عقاید ما وارد نکند و عزیزان ما فریب ندهد و تلاشهای دشمنان رنگ ببازد. رهبر معظم انقلاب بر روی مفاهیمی مانند کار فرهنگی و گفتمانسازی، نقد منصفانه و مطالبهگری تأکید دارند. بسیجیان نیز همین را سرلوحه فعالیت های خود قرار داده اند.
از خاطرات فعالیت خود در بسیج بفرمایید.
گفتن خاطره از بسیج کار بسیار سختی است! چون لحظه لحظه کار در بسیج و با بسیج بودن خاطره است. اما خاطره ای که در ذهن من ماندگار شده و به جرات می توانم بگویم که لذت این خاطره بعد از 40 سال به همان اندازه روز اول باقی است. اولین اردویی که از طرف بسیج در سال 1362 رفته بودیم که از طرف سپاه هماهنگ شده بود و به شهر مقدس قم و مسجد جمکران رفته بودیم که این اولین سفر من به زیارت حضرت معصومه (س) بود. شب را در مسجد جمکران گذراندیم و خواندن نماز صبح جمعه در مسجد جمکران با شرایط آن دوران برایم بسیار لذت بخش بود. البته باید خدمتتان عرض کنم که در آن زمان مادرها نسبت به فرزندانشان بسیار حساسیت داشتند و اجازه نمی دادند از منزل خارج شوند چه برسد به اینکه از شهر خارج شوند و به طبع مادر من هم همین حالت را داشت و من این سفر را مدیون برادر شهیدم هستم که با مادرم صحبت کرد و اجازه من را گرفت.
شما خواهر شهید هم هستید، لطفا درباره شهید امرالله خلیلی برایمان بگویید.
شاید بارزترین خاطره از شهید به اولین اعزام ایشان به جبهه بر می گردد. اوایل جنگ بود که از طرف پایگاه بسیج محلمان اعزام داشتیم. برادرم با پدر و مادرم صحبت کرد و از ایشان اجازه خواست که به جبهه برود. خوب به یاد دارم وقتی رضایتنامه را گرفت آنچنان خوشحال بود که برق شادی را در چشمانش به وضوح می دیدم. فکر می کنم که سه الی چهار باری از طرف پایگاه بسیج به جبهه اعزام شد و بعد که وارد سپاه شد در عملیات های بسیاری مانند بیت المقدس برای آزادسازی خرمشهر، رمضان، خیبر و ... شرکت کرد و بالاخره در اسفند سال 1362 در عملیات خیبر در جزیره مجنون به شهادت رسید. برادرم در وصیتنامه خود به حضور جوانان و نوجوانان در بسیج اشاره کرد که به حق بسیج پشتوانه این انقلاب است.
سخن پایانی...
برای همه همکارانم آرزوی سلامتی می کنم و تقاضا دارم که فرزندان خود را به عضویت در بسیج تشویق کنند. از روابط عمومی دانشگاه هم برای انجام این مصاحبه تشکر می کنم.
مصاحبه گر- مارال صمصامی، کارشناس روابط عمومی دانشگاه