در سختی ها و مشکلات کنار یکدیگر باشیم تا بتوانیم بر آن مشکل غلبه کنیم

خاطرات تلخ و شیرین دوران کرونا

در سختی ها و مشکلات کنار یکدیگر باشیم تا بتوانیم بر آن مشکل غلبه کنیم

به گزارش روابط عمومی دانشگاه علوم پزشکی استان سمنان، شیوع بیماری کرونا و تلاش و فداکاری کادر بهداشت و درمان در جبهه حفظ سلامت مردم، دست مایه‌ای برای ثبت خاطرات تلخ و شیرین اعضای خانواده دانشگاه علوم پزشکی استان سمنان در دوران مدیریت و مقابله با کرونا شد.

بیماری کرونا، بیماری نام آشنایی نبود اما به سرعت منتشر شد و جان بسیاری را گرفت. چهره های خسته اما مصمم کادر سلامت، شرایط سخت مبتلایان و پریشانی خانواده های آنان، تصویر ثابت آن روزها بود. حال که به مدد الهی و تلاش خستگی ناپذیر همکاران این بیماری کنترل شده است، قصد داریم خاطراتی که در آن روزهای ملتهب از اعضای خانواده دانشگاه علوم پزشکی استان سمنان، جمع آوری شده است را منتشر کنیم.

گفتگویی که در ذیل آمده است، صحبتهای افسانه شاه حسینی، مسئول وقت بخش آی سی یو کرونا و آی سی یو جنرال بیمارستان معتمدی گرمسار در آذر ماه 1399 می باشد که همزمان با ایام هفته پرستار منتشر می شود:

سلام خانم شاه حسینی لطفا خودتان را  بیشتر معرفی بفرمایید.

من هم خدمت شما سلام و خسته  نباشید عرض می کنم،  افسانه شاه حسینی هستم سرپرستار آی سی یو کرونا و آی سی یو جنرال بیمارستان معتمدی گرمسار.

از شرایط کنونی شیوع بیماری کرونا بیشتر توضیح بفرمایید؟

ما هم مثل بقیه همکاران خیلی درگیر هستیم و چون در اوج شیوع کرونا هستیم مراجعه کنندگان بسیاری داریم، من هم در بخش آی سی یو کرونا بیمارستان مشغول به خدمت هستم و بیماران آی سی یو چون غالبا بد حال هستند و از دستگاه برای تنفس استفاده می کنند، دیدن این عزیزان در چنین شرایطی قلبم را آزرده می کند ولی من و همکارانم تمام تلاشمان را می کنیم تا بیماران دوباره سلامتی خود را بدست بیاورند و به آغوش خانواده هایشان باز گردند.

اولین باری که راجع به شیوع بیماری کرونا شنیدید درباره این بیماری چه فکر می کردید؟

اولین بار که متوجه شیوع این بیماری در کشورمان شدیم، طبیعتا من هم دچار نگرانی شدم، چون این بیماری هنوز گنگ بود و در هیچ جای جهان اطلاعات زیادی درباره آن وجود نداشت.

اولین بیمار مبتلا به کرونا در بیمارستان معتمدی را به یاد می آورید؟

اولین بیماری که ما دیدیم یک خانم جوانی بود که اینتوبه(دارای لوله تنفسی) بود و سرطان داشت و بعد از دو هفته ای که اینجا بستری بود خدا را شکر بهبودی حاصل شد و از بیمارستان مرخص شد. در ابتدای کار که بیماران مبتلا به کرونا به بیمارستان مراجعه می کردند مسئولین برایمان جلساتی گذاشتند تا با بیماری کرونا و روند آن بیشتر آشنا بشویم. هنگامی که می دیدیم بیماران درمان می شوند و بعد از بهبودی از بیمارستان مرخص می شوند، برایشان خوشحال می شدیم و امید پیدا می کردیم که می توانیم با کرونا مبارزه کنیم و پیروز شویم.

 از مسئولین در بیمارستان و دانشگاه بخاطر حمایتهای خوبشان تشکر می کنم، از همه لحاظ تهیه وسایل، امکانات، همه جوره همکاران را حمایت کردند و مخصوصا مسئولین بیمارستان، که با جلساتی که برگزار می کردند، همکاران را در مورد بیماری توجیه می کردند.

خانواده شما از اینکه قبول کردید در بخش آی سی یو کرونا ارائه خدمت نمایید چه احساسی داشتند و آیا با این تصمیم شما موافق بودند؟

در ابتدای کار چون همه نسبت به این بیماری واهمه داشتند، بهرحال آن ها هم دچار ترس شده بودند و پسرم می گفت: «مامان نرو، اصلا سرکار نمی خواد بری!» اما کم کم با او صحبت کردیم و ما در حال حاضر هم در منزل تمامی پروتکلهای بهداشتی را رعایت می کنیم، فاصله اجتماعی را حفظ می کنیم یا حتی رفت وآمد ها را بخاطر قرنطینه قطع کردیم. یعنی شاید بتوانم بگویم من دو، سه ماه با هیچکس ارتباط نداشتم سعی می کردم که رعایت کنم چون ما از کادر درمان بودیم و به ما می گفتند احتمالا شما ناقلید و شاید بیماری را منتقل کنید، که خب ما اصلا رفت و آمدی نداشتیم. ما در راه پله ورودی منزلمان محلول ضدعفونی کننده گذاشته ایم و قبل از اینکه خانه وارد بشویم از این محلول استفاده می کنیم، من لباسهایم را داخل کیسه جداگانه قرار می دهم، حتی لباسهایی که لباس کارم نبود را داخل کیسه جدا می گذارم می شد ماسکم را در سطل آشغال درب دار می انداختم و بعد داخل خانه می شدم.

از ساعات کاری طولانی همراه با استفاده از لباسهای محافظ برایمان بگویید، سخت نبود؟!

به هرحال بیمارانی که اینجا بستری بودند مانند عزیزان ما بودند. ویروس کرونا یک ویروس همه گیر بود، خب احتمال داشت که خانواده من را درگیر کند یا همکاران را درگیر کند، ما همه به چشم عزیزانمان به بیماران نگاه می کردیم و واقعا تمام سختی ها را تحمل می کردیم. در این لباسهای محافظ واقعا احساس گرما می کنیم و چون محیط آلوده است نمی توانیم آب بنوشیم یا غذایی بخوریم، نه صبحانه ای، نه چیزی، همین چای که قبل از شروع کار می خوریم، دیگر چیزی نمی خوریم تا وقتی که برگردیم منزل. واقعا سخت است ولی خوب انشاءالله که این ویروس ریشه کن شود، همه بیماران بهبود پیدا کنند و به آغوش خانواده برگردند. تمام تلاش ما این است و از مردم هم خواهش می‌کنم که پروتکلهای بهداشتی را رعایت کنند. چون بسیاری از بیمارانی که به اینجا مراجعه می کنند بخاطر رعایت نکردن همین پروتکلهای ساده درگیر بیماری کرونا شده اند.

همراهان بیماران مبتلا به کرونا در چه شرایط روحی بودند؟

خب آنها هم ناراحت و پریشان هستند اما همواره به کادر درمان لطف دارند و قدردان مدافعان سلامت هستند. یک بیماری داشتم که ساعت دوازده شب او را آوردند و بستری کردیم و ساعت هفت صبح فوت شد و فکر می کردم شاید خانواده این بیمار بسیار بد برخورد کند، اما آمدند و از تلاشهای ما برای نجات بیمارشان تشکر کردند هرچند که علیرغم این تلاشها متاسفانه بیمار بخاطر وخامت حالش از دست رفت.

بهترین خاطرات شما در دوران مدیریت و مقابله با کرونا چه بوده است؟

بهترین خاطره من بهبودی بیمارانی است از دستگاه تنفسی استفاده می کنند و خدا رو شکر از زیر دستگاه بیرون می آیند و مرخص می شوند.

و تلخ ترین خاطره شما چیست؟

بدترین خاطره من مربوط به بیمارانی می شود که به علت وخامت حالشان دیگر کاری از دست ما ساخته نیست و از دست می روند که ما را بسیار ناراحت می کند.

مهم ترین درسی که از دوران مدریت و مقابله با کرونا گرفتید چیست؟

اینکه در سختی ها و مشکلات کنار یکدیگر باشیم تا بتوانیم بر آن مشکل غلبه کنیم و واقعا ویروس کرونا، ویروس سختی بود و اگر همه ما پروتکلهای بهداشتی را رعایت کنیم تا حدود زیادی می توانیم بر این بیماری غلبه کنیم.

و سخن آخر...:

از همه مردم خواهش می کنم که پروتکلهای بهداشتی را رعایت کنند، بهداشت دستها، فاصله گذاری اجتماعی، استفاده از ماسک. اما متاسفانه برخی از افراد پروتکلهای بهداشتی را رعایت نمی کنند و نمی خواهند قبول کنند که این ویروس واقعا کشنده است و می گویند که سرماخوردگی است! در بعضی مواقع یعنی من به چشم خودم دیدم مریض داشت صحبت می کرد و در یک لحظه رفت.

بیمار سی ساله داشتم، بیمار بیست و هشت ساله داشتم، بقدری تنگی نفس داشت، بقدری بدحال بود که هیچ کس باور نمی کرد با مرگ دست و پنجه نرم می کند.

 

مصاحبه کننده: سینا گرایلی- مسئول دفتر ریاست و روابط عمومی بیمارستان معتمدی گرمسار

پیاده کننده گفتگو: سکینه عبداللهی

ویرایش کننده: مارال صمصامی- کارشناس روابط عمومی دانشگاه

  • کد خبر : 41068
لینک کوتاه خبر :

تصاویر

0 نظر برای این مقاله وجود دارد

نظر دهید

متن درون تصویر امنیتی را وارد نمائید:

متن درون تصویر را در جعبه متن زیر وارد نمائید *