جايگاه روابط عمومي و ارتباطات در قرآن كريم
به بهانه 27 ارديبهشت ماه « روز ارتباطات و روابط عمومي»
روابط عمومی يكي از كاملترين و مؤثرترين شيوههاي تبادل اطلاعات و برقراري ارتباط است. فعاليتهايي نظير بازاريابي، چانهزني، تبليغات، جلسات مشورتي، معاملات و ... به مدد عنصر گفتگو تحقق مييابند. تاكنون مقالات و كتابهاي بسياري در باب ارتباطات و گفتگو به رشته تحرير در آمده كه هر كدام در حد و اندازه خود زوايايي از دنياي پر رمز و راز اين مقوله را مورد نظر و بررسي قرار داده است.
گفتگو و ارتباطات به عنوان يك ابزار استراتژيك براي نيل به اهداف سازماني ميتواند عامل مهمي در كاهش هزينهها و مشكلات سازمانها و مؤسسات قلمداد شود و در اين نوشتار سعي شده است تا با مرور تمام سورههاي قرآن كريم، موضوع گفتوگو، ارتباطات و روابط عمومي را از منظري جديد مورد كنكاش و توجه قرار گیرد. باشد كه اين امر بتواند نقطه عطفي در راه تحقيقات و مطالعات بعدي محسوب شود.
در اين نوشتار موضوعات و مباحث زير مورد بحث و بررسي قرار گرفتهاند:
هدف از گفتگو و برقراري ارتباطات در قرآن، معرفي خداوند در قرآن، مخاطبان قرآن (خداوند) براي گفتوگو و ارتباطات، انواع ارتباطات و گفتگو در قرآن، زبان و لحن گفتگو و ارتباطات در قرآن، ارتباطات و قدرت نفوذ در ديگران، ويژگيهاي كاركنان و مديران روابط عمومي و ارتباطات از ديدگاه قرآن.
تاكنون در زمينه روابط عمومي و ارتباطات مطالب بسياري گفته و نوشته شده كه هركدام در جاي خود به گوشهاي از دنياي گسترده و پيچيده اين دانش، فن و هنر پرراز و رمز پرداختهاند.
يك تفاوت اساسي روابط عمومي و ارتباطات با ساير علوم نظير زمينشناسي، فيزيك، شيمي، زيستشناسي و ... در آن است كه مخاطب و بستر مطالعه و نگرش در حوزه روابط عمومي و ارتباطات صرفاً انسانها هستند؛ در حاليكه در رشتههاي مذكور در عين توجه به مسأله پيدايش هستي، انسان، خلقت، زيست و حيات بشر، به گياهان و جانوران و مسايل ديگر نيز پرداخته ميشود و اين خود اهميت و جايگاه روابط عمومي و ارتباطات انساني را بيش از پيش براي ما روشن ميسازد.
بدليل نوپا بودن دانش روابط عمومي، لاجرم منابع مطالعاتي و تحقيقاتي ما در زمينه اين مقوله پرارزش و تأثيرگذار، عمدتاً وارداتي و در حد نه چندان گسترده و قابل دسترس بوده و اين در حالي است كه نوعاً ما از يك درياي بيكران و يك مرجع بسيار اساسي و گرانقدر در زمينه روابط عمومي و ارتباطات كه همانا «قرآن كريم» اين وديعه و يادگار سعادتبخش و ارزشمند پيامبر گرامي اسلام (ص) است، غافل بودهايم.
در واقع، آنقدر كه به منابع خارجي و حرف و حديث ديگران در زمينه دانش روابط عمومي و ارتباطات پرداختهايم به كتاب مقدس و حياتبخش خود توجه نكردهايم.
آب در كوزه و ما تشنه لبان ميگرديم / يار در خانه و ما گرد جهان ميگرديم
به عقيده نگارنده اين نوشتار، كاملترين منبع درسي و مطالعاتي در زمينه روابط عمومي و ارتباطات «قرآن كريم» نام دارد. با نگاهي به محتوا، لطايف و ظرايف سورهها و آيات الهي درمييابيم كه مقوله گفتوگو و ارتباطات چه كاربرد و گستره وسيعي در ميان مفاهيم و تعاليم قرآني دارد.
سالها دل طلب جام جم از ما ميكرد / آنچه خود داشت ز بيگانه تمنا ميكرد
دراین نوشتار سعی شده است. با تلفيق يافتههاي تجربي و مطالعاتي خود در زمينه روابط عمومي و ارتباطات و علوم قرآني به صورت گذرا، نگاهي داشته باشیم بر مقوله گفتوگو، روابط عمومي و ارتباطات در قرآن كريم.
اميد است كه مورد توجه خوانندگان گرامي قرار گرفته و گامي در جهت گسترش تحقيقات و مطالعات مشابه باشد.
آب دريا را اگر نتوان كشيد / هم به قدر جرعهاي بايد چشيد
در اين نوشتار از ترجمه آيات به دليل حجيم شدن مطالب خودداري شده و صد البته زبان نگارنده و فهم حقير از توصيف اعماق بيكران آيات قرآن بسيار ناچيز و عاجز است.
«و افوض امري الي الله ان الله بصير بالعباد»
مباحثي كه در اين مقاله به آنها پرداخته شده شرح زير است:
- هدف از گفتگو و برقراري ارتباطات در قرآن، 2- معرفي خداوند در قرآن، 3- مخاطبان قرآن(خداوند) براي گفتگو و ارتباطات، 4- انواع ارتباطات و گفتگو در قرآن، 5- زبان و لحن گفتگو و ارتباطات در قرآن، 6- ارتباطات و قدرت نفوذ در ديگران، 7- ويژگيهاي كاركنان و مديران روابط عمومي و ارتباطات از ديدگاه قرآن.
هدف از گفتگو و برقراري ارتباطات در قرآن:
به نظر ميرسد كه خداوند متعال، هدفش از برقراري ارتباطات و انجام گفتوگو (به معني عام) در قرآن، همانا، سعادت، كمال و رستگاري مخاطبان خود است. خداوند به ابليس امر كرد كه بر آدم سجده كند، اما او خودداري كرده و تكبر و كفران ورزيد. يعني شيطان نخواست و درك نكرد كه در سايه پيروي از خداوند و نوع ارتباطي كه ميان او و خداوند برقرار شده بود (با بيش از 6000 سال سابقه عبادت) به سعادت و كمال و رستگاري برسد.
«و اذ قلنا للملائكه اسجدوا لآدم فسجدوا الا ابليس ابي و استكبر و كان من الكافرين» /بقره آيه 35
براي شيطان، لفظ بهشت و جهنم شايد تا به آن اندازه كه براي انسان مطرح و مهم است، با اهميت نبوده، چراكه او خود، از جايگاه و مرتبه مناسبي برخودار بوده است. اما انسان مسلمان كه در روي كره زمين زندگي ميكند، برايش بسيار اهميت دارد كه عاقبت بخير شده و دست آخر با رستگاري و آمرزش الهي از دنيا برود؛ لذا در آيات مختلف، براي اينكه انسان سوق داده شود، به سمت و سوي آن فلاح و سعادت، موضوع بهشت و امكانات موجود در آن مطرح را ميكند. مانند:
«للذين احسنوا الحسني و زياده ...اولئك اصحاب الجنه» /يونس آيه 26
«اصحاب الجنه يومئذ خير مستقرا» /فرقان آيه 24
«اما الذين آمنوا و عملو الصالحات فلهم جنات الماوي» /سجده آيه 19
«الا عباد الله المخلصين ــ اولئك لهم رزق معلوم ــ فواكه و هم مكرمون ــ في جنات النعيم» /صافات آيه هاي 40 تا 43
«لكن الذين اتقو ربهم لهم غرف من فوقها غرف مبينه تجري من تحتها الانهار» /زمر آيه 20
در واقع به تعبير دیگر، خداوند متعال به انسان نوعي مشاوره دلسوزانه و از سر صدق و صميميت و خيرخواهي و آن هم بطور رايگان ميدهد. تا بلكه بشر راه را از چاه باز شناسد و اين مبحث مهم و قابل تأملي در روابط عمومي و ارتباطات است.
از سوي ديگر، براي توجه دادن و آگاه ساختن انسان از عواقب سوء رفتار و عملكرد، خداوند، آيات عذاب و جهنم و شرايط حاكم بر آنجا را متذكر شده است. مانند:
«والذين كفروا و كذبوا باياتنا اولئك اصحاب النار هم فيها خالدون» /بقره آيه 39
«والذين كسبوا السيئات جزآء سيئه ... اولئك اصحاب النار» /يونس آيه 27
«ادخلوا ابواب جهنم خالدين فيها فبئس مثوي المتكبرين» /مؤمن آيه 76
«وسقوامآء حميماً فقطع امعاء هم» /محمد آيه 15
«الذي جعل مع الله الها آخر فالقياه في العذاب الشديد» /ق آيه 26
معرفي خداوند در قرآن:
انسان اگر بخواهد كه كالا و متاع خود را در سطح وسيعي به فروش برساند، بايستي آنرا بخوبي معرفي كرده و مزايا و محاسن آنرا بر شمرد. همچنين اگر فردي بخواهد كه براي نفوذ در ديگران و يا انتقال تجربيات، نظريات و عقايد خويش بر عدهاي موفق باشد، ناگزير است كه خود و آن عقايد را از جهات مختلف و حوزه هاي گوناگون معرفي كند (در دل دوست به هر حيله رهي بايد جست).
خداوند متعال براي معرفي و شناساندن خود به ما از دريچههاي مختلف و از زوايا و با تعابير گوناگوني وارد ميشود و ويژگيهاي خويش را برميشمرد تا بلكه مخاطب خود (انسان و مخلوقات) توجه كرده و مقصود را دريابند. از جمله ظرافتهاي اين نوع معرفي آن است كه گاهي بطور مستقيم و بعضاً بطور غير مستقيم، بهصورت مفرد و جمع با تعابيري بسيار پرجاذبه و محكم خداوند خود را معرفي ميكند.
مانند:
الف ) ــ و هو الذي جعل لكم (سوره فرقان آيه 47)
ب) ــ هو الذي يريكم آياته (سوره مومن آيه 13)
ج) ــ الله نورالسموات والارض(سوره نور آيه 35)
د) ــ الذي له ملك السموات و الارض (سوره فرقان آيه 2)
ه) ـ الله الذي يرسل الرياح (سوره روم آيه 48)
و) ــ والله الذي ارسل الرياح( سوره فاطر آيه 9)
ز) ــ هو الحي لا اله الا هو (سوره مومن، آيه 65)
ح) ــ فقال انا ربكم الاعلي (سوره نازعات آيه 24)
ط ) ــ تبارك الذي ان شاء جعل لك خيرا من ذلك (سوره فرقان آيه 10)
ي) ــ انّا ارسلنا نوحا الي قومه (سوره نوح آيه 1)
ك) ــ هو الله الذي لا اله الا هو (سوره حشر آيه 23)
ل) ــ هو الله الخالق الباري (سوره حشر آيه 24)
مخاطبان قرآن (خداوند) براي گفتوگو و ارتباطات:
آنچه كه از محتوا و سياق آيات قرآن برميآيد اين است كه گروههاي زير مخاطبين خداوند در قرآن ميباشند:
انسان(به معني عام)، پيامبران، شيطان، جن، ايمان آورندگان، اهل كتاب، بندگان، ناس (مردم)، نفس، بني آدم و كافران.
انسان (به معني عام )، مانند: «يا ايها الانسان انك كادح الي ربك كدحا فملاقيه» /انشقاق آيه 6
پيامبران، مانند: ـ يا ايها النبي قل لازواجك (احزاب آيه 59) ــ يا ايها الرسول لا يحزنك الذين (مائده آيه41)
شيطان، مانند : قال يا ابليس مامنعك ان تسجد لما خلقت بيدي (ص آيه 75)
جن، مانند: يا معشر الجن و الانس (انعام آيه 130)
ايمان آورندگان(مؤمنين)، مانند: يا ايها الذين آمنوا لم تقولون مالا تفعلون(صف آيه 2)
اهل كتاب، مانند: يا اهل الكتاب قد جآء كم (مائده آيه 15)
بندگان، مانند: يا عبادي الذين آمنوا ان ارضي واسعه (عنكبوت آيه 56 )
ناس(مردم)، مانند: يا ايها الناس قد جآء كم الرسول (نساء آيه 170)
نفس، مانند: يا ايتها النفس المطمئنه ارجعي الي ربك (فجر آيه 27)
بني آدم، مانند: يا بني آدم خذوا زينتكم عند كل مسجد و كلوا واشربوا و لا تسرفوا (اعراف آبه 31)
كافران، مانند: يا ايها الذين كفروا لا تعتذ روا اليوم (سوره تحريم آيه 7)
گاهي نيز خداوند ،علاوه براشاره صريح ،مخاطبين خود را با زبان تاكيدي و توجه دهنده خطاب ميكند.
مانند: ان الذين كفروا سواء عليهم (در مورد كفار ومشركين) (سوره بقره آيه 6)
برخی از اصول مهم مديريتی در عرصه روابط عمومی:
هر دانش و علمي، داراي يكسري اصول و مباني است كه آن دانش بر پايه آنها بنا شدهاست. ازآنجائيكه مدیر در هر سازمانی براي به حداكثر رساندن كارآيي و اثر بخشي سازمان خود، در انجام وظايف و مأموريتهاي سازمان، ناگريز به رعايت اصول مدیریتی ميباشد، لذا در اینجا بررخی از اصول مديريتی را به شرح زير برشمردهايم:
مديريت زمان، سازماندهي، هدايت و رهبري، امانتداري و رضايت مشتري، مديريت بحران، تعليم و تربيت و كنترل و نظارت.
1ــ مديريت زمان:
در محيط كار و زندگي روزمره خويش، بسيار اتفاق ميافتد كه زمان و وقت از دستمان خارج شده و در دام آن گرفتار ميشويم و غالباً به يكديگر با حالتي گلايهآميز و از سر افسوس و نارضايتي ميگوييم:
وقت ندارم، فرصت كم است، باشه يه وقت ديگه، كو فرصت؟، فرصت سر خاراندن را ندارم و ...
اما حقيقت آن است كه با مديريت كردن بر زمان ميتوان بسياري از ناموفقيتها را به موفقيت و پيروزي تبديل كرد. يك مدیر، دقيقاً اين نكته را ميداند كه اگر برخی از مسائل در يك فاصله زماني مشخص انجام نشود، نميتواند به بسياري از اهداف و برنامههاي خود جامه عمل بپوشاند.
اما مهم ترين عوامل اتلاف وقت عبارتند از:
اداره كردن امور همراه با بحران، تماسها و مكالمات تلفني، فقدان برنامهريزي مناسب در محيط كار، قبول و يا تحميل مسئوليت بيش از حد، ملاقاتهاي بدون برنامه و ميهمانان ناخوانده، واگذاري نامؤثر و ناقص كار به ديگران، بي نظمي فردي، ضعف شخصيتي، عدم جسارت و توانايي لازم در گفتن (نه) به ديگران، كار امروز را به فردا افكندن، وجود جلسات بسيار درمحيط كار، بوروكراسي و نامهنگاريهاي زائد، كارها را ناتمام رها كردن، نداشتن كاركنان شايسته، ارتباطات و روابط غيررسمي، مشخص نبودن حيطه اختيار و مسئوليت، وجود ارتباطات ضعيف، عدم توانايي لازم در كنترل اوضاع و احوال، داشتن اطلاعات ناقص و مسافرتها و مأموريتهاي متعدد.
2ــ سازماندهي ، هدايت و رهبري:
يك مدیر، گله خود را طوري سازماندهي ميكند كه حداقل ضايعات و مرگ و ميرها و اتلاف منابع را درپي داشته باشد. او سگ گله را گاهگاهي هدايت ميكند كه در عقب گله حركت كرده و گاهي در جلو و اطراف وظيفه خود را انجام دهد. چوپان حيوانات كم سن و سال را در بغل ميگيرد و يا در ميان بزرگترها قرار داده تا راه و رسم حركت و زندگي جمعي را فرا گرفته و به قول معروف، حيوان بتواند روي پاي خود بايستد.
او از هرز رفتن حيوانات به كنارههاي جاده و يا رفتن روي صخرهها و نقاط آسيبرسان جلوگيري ميكند و تمام تلاشش معطوف به آن است كه همه در يك راستا حركت كنند و در يك چتر امنيتي خاص و محدوده مشخصي قرار داشته باشند.
اينگونه است كه سازماندهي حيوانات و هدايت و رهبري آنها بر چوپان آسان ميشود.
چوپان با سازماندهي صحيح گله، امر تعليم و تربيت حيوانات و آموزشي آنان را با موفقيت سپري ميكند و بدينگونه است كه نظام تعليم و تربيتي مناسبي داشته و از اين طريق ميتواند نقاط قوت و ضعف كار و گله را مورد شناسايي و تحليل قرار دهد.
3ــ امانتداري و رضايت مشتري:
مدیر، اگر پنج ويژگي مطلوب و مهم داشته باشد، يكي از آنها حتماً صفت امانتداري و رضايت مشتري است. او تلاش ميكند تا امانتهايي كه به او سپرده شده در كمال صحت و سلامت باشند. بهراستي شما به عنوان مدير چقدر امانتدار نيروهايي هستيد كه به شما سپرده شدهاند؟ فكر ميكنم تاكنون كمتر به اين موضوع پرداختهايم كه منابع انساني (نيروي انساني) برايمان چقدر ارزش داشته و دارند، هر چند كه در شعار و نگاه آرماني و آماري و مصاحبهاي خيلي از آن دفاع مي كنيم .
كارمند و كارگر امانت خانوادهها و امانت جامعه در دست مديران هستند و مدیران بايد رضايت مشتري (خانواده و مشتري) را جلب كرده و صبح كه امانتها (كاركنان) را تحويل ميگيرند، شب با كمال صحت و سلامت آنها را تحويل صاحبان (خانوادهها) دهند.
4ــ مديريت بحران و تصميمگيري:
اگر در حوزه تحت مسئوليت شما ناگهان كارمندي سر به شورش و اعتراض گذارد چه ميكنيد؟ اگر در يك جلسه مهم و حساس، برق قطع شود چه تدبيري ميانديشيد؟ اگر غذاي روزانه كاركنان دچار مسموميت شده باشد يا به عبارتي فاسد باشه چه خواهيد كرد؟ اگر مقام مافوق با يك گروه بازرسي سرزده به حوزه شما مراجعه كند در حاليكه حوزه شما دچار اشكالات و ايراد نمايان است، چه ميكنيد؟ اگر محصول فروش رفته مرجوع داده شود، آنهم بواسطه آنكه كنترل نهايي مطلوبي روي آن صورت نگرفته، چه ميكنيد؟ اگر شرايط سياسي، حوزه كاري شما را تحت تأثير قرار دهد، چه اقدامي خواهيد كرد؟ اگر ناگهان سيل و طوفان بر عملكرد كاري شما تأثير بگذارد، چه اقدامي خواهيد داشت؟ اين قبيل سؤالات و هزاران سؤال ديگر نمونههايي از مواجهه با بحران هستند.
يك مدیر بايستي از آن سطح از تجربه، خويشتنداري، شجاعت و قدرت تجزيه و تحليل برخوردار باشد تا در لحظاتي كوتاه چارهانديشي كرده و رفع بحران كند. مدير نيز در زماني كوتاه بايد مصالح فردي و جمعي و سازماني را در نظر گرفته و با محاسباتي دقيق بهترين راهحل را براي خروج از بحران انتخاب كند. اين هنگام است كه ميگويند؛ وظيفه مدير انجام كارهايي است كه از ديگران برنميآيد. در واقع بروز بحران نقطه عطف محك زدن مديران است.
در بحرانها ميتوان قدرت، شجاعت، جسارت و هوشياري و سنجيده عمل كردن مديران را ارزيابي كرد و شناخت.
در مديريت بحران، بحث بر سر اين است كه مدير، وقايع و پيشامدها و اوضاع و احوال را در آن هنگامي كه نظام برنامهريزي، كنترل و نظارت، سازماندهي و تصميمگيري از حالت طبيعي و نرمال خود خارج ميشود، چگونه اداره و هدايت كند تا ماحصل كار، كاستن از هزينهها، كاهش خطرات و تلفات و كنترل مطلوب شرايط حاكم باشد.
در مديريت بحران، ما با برنامهريزي و يا تصميمگيري مدون و سازماندهي شدهاي كه مبتني بر يكسري قواعد و دستورالعمل باشد، بطور كامل سروكار نداريم. يعني در مديريت بحران، نظام تصميمگيري مبتني بر تصميمگيري برنامهريزي نشده است. پيداست كه اين حالت، استرس، اضطراب و فشار رواني بسياري را بر مدير وارد مي كند.
5ــ تعليم وتربيت و كنترل و نظارت:
مديران به تعبيري والدين كاركنان هستند و آشكار است كه رفتار، منش، شخصيت و عملكرد مدير، تأثيرات كم يا زيادي بر روي كاركنان خواهد داشت. تعليم و تربيت و آموزش و پرورش حلقه مهمي از زنجيره عملكرد مديريت است كه نبايد مورد غفلت قرا گيرد.
مدير همچنين بايد بداند كه هر چه تفرقه و جدايي در ميان كاركنان او بيشتر باشد، صندلي او نيز سستتر و او در مديريت خويش ناكار آمد و شكننده خواهد شد.
مدير، كنترل و نظارت مطلوبي را بر محيط خود و سيستم تحت امر بايد داشته باشد تا فرد ضعيف و ناتوان از فرد كارآمد و پرتوان شناخته شود. كنترل و نظارت مطلوب به مدير امكان مانور بيشتري در مديريت ارائه ميدهد و او خواهد توانست با تعليم و تربيت بهجا و شايسته، پرسنلي سرشار از انرژي، پويايي و انگيزه داشته باشد.
زهرا مهدیان
کارشناس روابط عمومی