گفتوگوی صمیمی با همکاران محترم دانشگاه
وقتی کارهای سخت و بعضا نشدنی به سر انجام میرسند، احساس رضایت خاطر میکنم.
به گزارش روابط عمومی دانشگاه علوم پزشکی استان سمنان؛ در ادامه سلسله گفتوگوهای صمیمانه با همکاران دانشگاه مصاحبه دوستانهای را با مهندس حمیدرضا پارسا کارشناس تجهیزات پزشکی بیمارستان امیر المومنین (ع) شهرستان سمنان ترتیب داده ایم و شما را به خواندن آن دعوت می کنیم.

لطفا خودتان را معرفی بفرمایید:
سلام عرض میکنم خدمت همکاران عزیز؛ بنده حمیدرضا پارسا هستم در واحد تجهیزات پزشکی بیمارستان امیر المومنین (ع) سمنان، فعالیت دارم و کارم را از سال 1390 در این واحد شروع کردم.
کارم را در دانشگاه علوم پزشکی استان سمنان از سال 1378 در قسمت فرهنگی، بصورت نیروی شرکتی شروع کردم. اواخر سال 1379 بود که دانشگاه یک آزمون برگزار کرد تا نیروهایی را در رشتههای مورد نیاز جذب نماید، یکی از واحدهایی که جذب نیرو داشت، واحد تجهیزات بود، رشته تحصیلی بنده مکانیک هست و جزء رشتههای اعلام شده بود، که در آن آزمون قبول شدم و ابلاغم را برای بیمارستان امیر المومنین (ع) سمنان، زدند.
اوایل کار هیچ ذهنیتی از کار در واحد تجهیزات پزشکی نداشتم، بعد از اینکه وارد این کار شدم هم تصوراتم تغییر کرد. در واقع کار پر دغدغه و پرمشغلهای هست که نیاز به یک حضور دائمی و آنکال دارد و کارها در این واحد، باید بلافاصله انجام شود.
آیا روز اول کاری خود و احساس آن لحظات را به یاد می آورید:
در ابتدا چون تجربه کافی نداشتم و در عین حال کسی هم در محل بیمارستان نبود که به من بطور مداوم آموزش بدهد. این کار من را به عنوان کارشناس تجهیزات پزشکی بیمارستان، سخت تر کرده بود. چون تجربیاتم شامل آموختههای دانشگاهی و فعالیت هایی بود که در حوزه فنی بطور شخصی و بر اساس علاقمندی، انجام داده بودم و مختص تجهیزات پزشکی نبود. اما مدیون عزیزانی هستم که پیش از من در این شغل بودند و سابقه بیشتری داشتند، و من خدمتشان میرفتم یا آن عزیزان به بیمارستان میآمدند و تجربیاتشان را به من منتقل میکردند و کار را در اوایل به این شکل پیش میبردم.
در روزهای اول کار را برای سه روز در هفته در معاونت درمان در دفتر تجهیزات پزشکی، پیگیری میکردم و سه روز را در محل بیمارستان بودم، وقتی اداره بودم توقع بود که کلا" کار اداری انجام بدهم و زمانی که بیمارستان بودم هم از بنده می خواستند کلا" کار بیمارستان را انجام بدهم که با توجه به محدودیت زمانی امکان پذیر نبود.
روزهایی هم که در ستاد بودم، ماموریتهایی به بنده واگذار میشد، که به شهرهای دامغان، گرمسار، مهدیشهر و ... و بیمارستان فاطمیه سابق میرفتم. هر جا که میرفتم از من انتظار داشتند تا همه مشکلات تجهیزاتشان را برطرف کنم که همیشه امکان پذیر نبود. کم کم کار من در بخش اداری تجهیزات پزشکی در معاونت درمان کمتر شد و زمان بیشتری را در بیمارستان بودم و به امور فنی تجهیزات پزشکی رسیدگی میکردم و در طول این مدت تجارب ارزندهای بدست آوردم و همواره تلاشم بر آن بوده است که نقایصم را برطرف نمایم.
روز اول کارم در تجهیزات پزشکی بیمارستان امیر المومنین (ع)، حکمی به من داده بودند که باید به کارگزینی میبردم، که البته فکر کنم یک روز دیر مراجعه کرده بودم و دوست عزیزی که در کارگزینی بودند گفتند که نمیتوانند بنده را بپذیرند، البته ایشان با من مزاح میکردند ولی من موضوع را جدی گرفته بودم! پرسیدم که خب باید چکاری کنم؟ ایشان هم گفتند باید خودم را به بخش دیگری برای پیگیری، معرفی کنم! من هم خواستم به ستاد برگردم تا مشکل را برطرف کنم، که ایشان گفتند توضیح بدهم کافی است! بعد در همان روز اول میبایست که ابزار کارم را تحویل میگرفتم. رفتم جمعداری بیمارستان، که جمعدار عزیز گفتند ما ابزار به کسی تحویل نمیدهیم! و من این مزاح همکارم را باور کرده بودم! با تمامی این همکاران در طول زمان، دوستیهای پایداری برقرار کردیم که برخی از این بزرگواران متاسفانه دیگر در قید حیات نیستند و بعضی بازنشسته شدهاند و زمانی که یکدیگر را میبینیم،این خاطرات را مرور میکنیم. من هم خوشحال هستم که در این چند سال دوستی های ارزشمندی ایجاد شده است.

نگاهتان نسبت به کاری که انجام می دهید، چیست:
واحد تجهیزات پزشکی از واحدهای مهمی است که اگر وجود نداشته باشد، بسیاری از کارها به درستی انجام نمیشود. کارها در این واحد باید با فوریت انجام پذیرد و نمیتوان آن را به زمان دیگری موکول کرد و یا منتظر سیر اداری آن بود. بنابراین برای پرسنل واحد تجهیزات پزشکی استرس زیادی را به همراه دارد. اما از آنجایی که نتایج این همه تلاش و فعالیت شیرین بوده و در جهت اهداف دانشگاه و بیمارستان است و وقتی کارهای سخت و بعضا نشدنی به سر انجام میرسند، احساس رضایت خاطر میکنم، حتی اگر فعالیتم دیده نشود و یا مورد انتقاد قرار بگیرم و نگاه مثبتی از همان ابتدا نسبت به مسئولیتم داشتهام.
شما در زمینه خوشنویسی هم فعال هستید، از این زمینه هنری برایمان بگویید:
در کنار زندگی شغلیم، فعالیت هنری در زمینه خوشنویسی را هم انجام میدهم که از سال 1370 جنبه جدی بخود گرفت و زیر نظر اساتید بنام این حوزه در استان سمنان و تهران آموزش دیدم و علاقه بیشتری به هنر خوشنویسی پیدا کردم. بخصوص که فعالیت در زمینه خوش نویسی سختیهایی که در شغلم وجود دارد را تلطیف میکند.
در آخر آرزوی سلامتی و تندرستی برای همه هموطنانم به ویژه همکارانم دارم.
مصاحبه گر: مارال صمصامی