رد سرخ ماسک
مهندسی بهداشت محیط، کرونا، غسالخانه! روایتی ختم به مهربانی
به گزارش روابط عمومی دانشگاه علوم پزشکی استان سمنان، از هر منظری که به دوره مقابله و مدیریت کرونا ویروس بنگریم، سراسر درس و تلاش و ایثار است. در ادامه سلسله مصاحبه هایی که در این دوران انجام شده است و تحت عنوان رد سرخ ماسک منتشر می شود، اینبار توجه شما را به گفتگو با علی مدرسی کارشناس مسئول سلامت محیط در شبکه بهداشت و درمان شهرستان دامغان جلب می کنیم. این مصاحبه در تاریخ 30 تیرماه سال 1399 انجام شده است.
لطفا خودتان را معرفی بفرمایید و در کدام حوزه به خدمت مشغول هستید؟
بسمالله الرحمن الرحیم علی مدرسی هستم کارشناس بهداشت محیط ستاد شبکه بهداشت و درمان شهرستان دامغان. من در بخش واحد مهندسی بهداشت محیط مشغول هستم و در پاندمی کووید۱۹ که یک همه گیری جهانی بود، سیستم بهداشتی از همان ابتدا درگیر بود و در راستای ابلاغ هایی که وزارت بهداشت در راستای مداخلات محیطی، نظارت ها و پیگیری هایی باید انجام می شد صادر می کرد ما به صورت شبانهروزی حضور میدانی داشتیم و انجام وظیفه کردیم و از این بابت بنده بسیار خرسندم.
آقای مهندس از روزهای نخست کرونا و احساستان در روزهای آغازین بفرمائید؟
فکر میکنم از اوایل اسفند 1398 بود که این موضوع اعلام عمومی شد. البته خبرهایی پراکنده قبل از اون شنیده می شد ولی قابل استناد نبود تا زمانی که وزارت بهداشت بعنوان مرجع رسمی اعلام کرد و متعاقبا نامه ها و ابلاغ هایی ارسال شد که در راستای کنترل بیماری کرونا بود. من هم بعنوان یک شهروند و یک انسان احساس خطر می کردم. همه خانواده داریم و با توجه به مواردی که از بیماری کرونا شنیده بودیم و عوارض و اثراتی که داشت واقعا احساس خطر کردیم. در هر صورت بایستی توکل می کردیم به خدا و با رعایت پروتکل ها میزان ریسک ابتلا را کم می کردیم.
چطور و چگونه مسئولیتی در زمینه مبارزه با کرونا به شما محول شد و چه چیزی ذهن شما را در این راستا مشغول می کرد؟
من در ستاد شبکه مشغول هستم و بیشتر بحث هماهنگی و نظارت بر دفن اموات مبتلا به کرونا بوده که خب من خودم حضور مستقیم داشتم در هماهنگی ها و نظارت ها و مواردی وجود داشت که واقعا دردناک بود. دیدن این شرایط و خانواده ها و داغ دیدگان بسیار ناراحت کننده و دردآور بود. واقعا آرزو می کردیم که هر چه زودتر این ویروس منحوس رفع بشود و دیگر شاهد این مصیبت ها و رنج ها نباشیم. چه بسیار پدر و مادرهایی که فرزندان شان را از دست دادند، چه بسیار فرزندانی که یتیم شدند و داغدار پدر و مادرشان شدند و در مجموع بسیار دردآور بود.
اولین مواجهه شما با یک متوفی، با کرونا مثبت چه زمانی و کجا اتفاق افتاد و آیا در بین بیماران و اسامی متوفی به اسم آشنا یا بستگان بطور ناگهانی برخورد کردید و حس تان را در اون لحظه بفرمایید.
فکر میکنم اوایل اسفند، تاریخش را دقیقا خاطرم نیست، بنده خدایی مرحوم شده بود و چون اولین تجربه ما بود و هنوز کار روی روال قرار نگرفته بود، سخت گذشت به ما. هم از جهت اینکه خانواده متوفی باید توجیه می شدند در خصوص رعایت پروتکل های بهداشتی و این برایشان قابل هضم نبود. به هر صورت آن ها هم داغدار بودند و یک عزیزی را از دست دادند. پروتکل ها باید رعایت می شد، عدم برگزاری مراسمات، این که بستگان درجه یک متوفی نتوانند درگذشته خود را ببینند ناراحت کننده بود ما باید با یک لحن و ادبیاتی موضوع رعایت پروتکل های بهداشتی را بیان می کردیم که پذیرفتنی باشد. در ابتدای شیوع کرونا چون بایستی غسال ها توجیه می شدند که نحوه شستشو، گندزدایی و فرایندهای بعدی، ما خودمان در هر صورت حضور پیدا می کردیم و از نزدیک و به صورت عملی آموزش می دادیم. یعنی بنده و یکی از همکارهانم لباس حفاظت فردی می پوشیدیم و به همراه غسال ها وارد غسالخانه می شدیم و آن مواردی که نیاز بود از جهت گندزدایی و نحوه کفن پیچ کردن میت و مراحل بعدی رو آموزش می دادیم. وقتی ما خانواده متوفی را می دیدیم که التماس می کردند که از نزدیک درگذشته شان را ببینند که خب منع بهداشتی داشت و سلامت خودشان در معرض خطر بود. این یک تضادی ایجاد می کرد که باید آن را حل می کردیم. یکی از بستگان خود بنده هم در لیست متوفی بود. من واقعا شوکه شدم وقتی شنیدم، تا چند روز من بعنوان یکی از نزدیکان دچار فشار روحی شدید بودم و مطمئنا خانواده آن بنده خدا در ناراحتی شدید و شرایط روحی سخت تری قرار داشتند. با توجه به این که نقش بنده بعنوان کارشناس بهداشت بود باید در تدفین حضور پیدا می کردم بخاطر کنترل پروتکل های بهداشتی و این ممکن بود منجر به سوءتفاهم هایی بشود. به هر صورت از بستگان بنده بودند و بنابراین این مورد را محول کردم به همکارانم و خودم نرفتم. ما بعنوان یک کارشناس در سیستم بهداشتی فارغ از احساسات که فکر میکنم در این قضیه بایستی در اولویت های بعدی قرار بگیرد، بحث اهمیت پروتکل های بهداشتی مطرح هست که برای حفظ سلامت بقیه عزیزان باید بر احساسات غلبه کنیم.
با دیدن همشهریان بیمار و نیاز آنها به کمک شما و در عین حال خطر انتقال بیماری به خود شما آن شرایط را چطور کنترل می کردید؟
با توجه به شرح وظایف ما که در بحث مداخلات محیطی فعال هستیم، ما با تمام توان و پتانسیل در اطلاع رسانی، آموزش، پیگیری و نظارت اقدام می کنیم. البته بعضا کم لطفی هایی می شود و در واقع به آموزش ها، دستورات بهداشتی عمل نمی کنند و این مایه دلسردی هست ولی با همه تفاسیر ما با تمام توان و تلاش در راستای شرح وظایف در میدان هستیم و هم چنان پیگیریم.
برخورد اعضای خانواده با شرایط کنونی پیش آمده و شرایط خاص شما چطور بود؟
خانواده هم احساس نگرانی و دغدغه داشتند با توجه به اینکه حالا ما در خط اول مبارزه کرونا هستیم، مخصوصا در بحث نظارت بر دفن اموات و موارد بازرسی هایی که داریم. البته ما هم این اطمینان خاطر را به آنها می دهیم که بایستی در راستای وظایف و آن مسئولیتی که قبول کرده ایم ایفای نقش کنیم و از طرف دیگر هم با کمال دقت و حساسیت پروتکل ها را رعایت می کنیم و خودمان را مصون نگه داریم. استفاده از ماسک و حفظ آن در فواصل استاندارد، بحث ضدعفونی دست ها و موارد دیگری که بایستی رعایت بشود. من نوعی هم بعنوان یک ناظر و بازرس اگر دچار مشکل بشوم در سیستم خلا ایجاد می شود، پس من باید خودم را محفوظ و مصون نگه دارم.

برخورد مردم در قبال فعالیتهایی که انجام می دهید چطور است؟
ما که در راستای وظایف این کارها را انجام می دهیم و هیچ توقع تشکر و تقدیر خاصی را نداریم. ولی مواردی بوده که مردم ما را مورد لطف خودشان قرار دادند. مثلا خواهر یکی از متوفی های مبتلا به کرونا، تماس گرفت و بخاطر انجام روند تدفین و ملاحظات بهداشتی کرونا و آموزش های مرتبط با آن از واحد بهداشت محیط قدردانی کرد.
آقای مهندس در شرایط پر استرس شیوع کرونا، برای حفظ روحیه خودتان و همکارانتان چه کاری می کردید؟
سعی بر این بوده که به نوعی تقسیم کار انجام بشود که فشار کاری بطور متناسب توزیع شود و اگر یک کارشناس بخواهد دو مرحله، سه مرحله مستمرا کار نظارت را انجام بدهد، از لحاظ روحی و روانی و چه بسا جسمی بسیار دچار خستگی شدید خواهد شد. بچهها اکثرا خودشان داوطلب می شوند که اگر یکی از همکاران امکان فعالیت نداشت، نفر دیگر بتواند آن فعالیت را پوشش بدهد و در بحث نظارت بحمدالله از این بابت مشکلی نداشتیم و در بحث ارتباطات معنوی من حقیقتا بدون اغراق باید عرض کنم که بسیار تاثیرگذار هست حالا اولا این که ما این مواجه ای که با متوفی و شرایط غسالخانه داریم واقعا تلنگر بزرگی برای همه ما است. یک محاسبه نفس داشته باشیم و حساب اعمال خودمان را رسیدگی کنیم و بدانیم که آخر سرنوشت همه این خواهد بود. انصافا حالا فارغ از همه مشکلات و مسائلی که این کرونا در پی داشت برای خود بنده یک تلنگر بسیار بزرگ بود که من به خودم بیام و یک حساب کتاب دو، دو تا چهار تا در مورد اعمال خودم داشته باشم و واقعا هر جایی کم آوردیم دست به آسمان دراز کردیم و از خدا استمداد طلبیدیم از ائمه اطهار و اهل بیت و واقعا از لحاظ روحی در واقع یک شارژ بسیار قوی و موثری بود.
مردم چه سوال هایی از شما می پرسیدند؟
خب بستگان، دوستان و آشنایان مطلع بودند که من در سیستم بهداشتی حالا به نوعی مستقیما تو بحث نظارت حضور دارم، سؤال زیاد می پرسیدند ولی من با توجه این که حفظ اطلاعات سیستم یک اولویت و مهم هست و از طرفی هم نباید نگرانی و استرس به جامعه القا بشود. بنابراین هر سؤالی که از من می سعی می کردم که شیوع کرونا ساده انگاری نشود و مردم پروتکل ها را رعایت کنند ولی از طرف دیگر هم طوری عنوان نمی شد که مردم دچار استرس بشوند.
آقای مهندس حضور مردم و سایر ارگانها را در همکاری با خانواده دانشگاه علومپزشکی استان سمنان چطور دیدید؟
در واحد مهندسی بهداشت محیط چون بحث مداخلات محیطی یکی از مهمترین موضوعات آن است، مثلا بازدید و نظارت از اماکن و مراکز تجمعی یک نمونه آن است. در مساله نظارت بر اماکن عمومی که خدمات به مردم ارائه می دهند، ما متاسفانه مشکلات عدیدهای داشتیم. علیرغم پیگیری و آموزش ولی بعضی ها تمکین نمی کردند و پروتکل های بهداشتی را به درستی رعایت نمی کردند که سبب می شد سلامت شهروندان به مخاطره افتد و البته مطالبه مردمی هم بود.
ما در ابتدای اپیدمی کرونا ما شاهد بودیم که دوستان بسیج، با هماهنگی و نظارت بهداشت محیط بسیار خالصانه وارد میدان شدند و کار گندزدایی معابر و اماکن را انجام می دادند. یا در مورد تدفین که این انصافا نباید از قلم بیفتد ما شاهد حضور طلبه های جهادی هستیم هم در غسل و فرایند شستشوی و هم کفن و دفن مشارکت فعال داشتند و من به سهم خودم از این بزرگواران تقدیر میکنم.
آقای مهندس آیا فکر می کردید این بیماری تا به حال ادامه پیدا بکند و چه راهکاری برای کنترل آن به هموطنان پیشنهاد می کنید؟
شاید برآوردهای اولیه این نبود که تا این زمان که من خدمت شما هستم درگیر موضوع کرونا باشیم. چون ویروس، ماهیت ناشناخته ای داشت و قابل پیشبینی نبود خب ادامه پیدا کرد. اما باید هر کسی به سهم خودش پروتکل های بهداشتی رو رعایت کند، در اماکنی که ازدحام وجود دارد حضور پیدا نکنند. در حالی که ما شاهد هستیم گاهی مراسم هایی در منازل برگزار می شود و ما از لحاظ قانونی نمی توانیم نظارت و اعمال قانونی داشته باشیم و در حالی که خود شهروندان باید مقید به این موضوع باشند. مسافرت های غیر ضروری که کم و بیش در تعطیلی ها شاهدش هستیم. با این رفتارها سلامت خودمان را به مخاطره می اندازیم و عزیزان خودمان را در معرض خطر قرار می دهیم.
چه درس هایی از کرونا ویروس برای زندگی آموختید و مهم ترین تجربه شما تو این مدت چی بود؟
حقیقتا یکی از مهمترین درس ها این بود که دنیا این قدر ارزش ندارد که ما بخواهیم وابستگی داشته باشیم و خیلی از ارزش ها را زیر پا بگذاریم. با وجود این پدیده شوم و عظیم به اسم کرونا، متوجه شدیم بزرگ ترین چیز در این کره خاکی انسانیت است. بایستی قدر همدیگر را بدانیم، دست همدیگر را بگیریم و کمک کنیم. در غیر اینصورت شاید در هر جایگاه و هر منصبی باشیم، با هر وضعیت مالی، نهایتا به مرگ ختم خواهد شد و جای حسرت است و هیچ بازگشتی در کار نیست. فقط مهربانی، مهربانی و مهربانی است که می ماند.
و سخن پایانی...
جا دارد که یادی داشته باشم از همکاران سیستم بهداشتی، و قدردان زحماتشان باشم. این عزیزان به صورت شبانهروزی حضور داشتند و دست تک تک همکاران گرامی را در شبکه های بهداشت و درمان که خط مقدم پیگیری بودند را می بوسم. درود بر شما. من تشکر میکنم از وقتی که در اختیار ما گذاشتید. همچنین از مدیریت روابط عمومی دانشگاه هم برای انجام این مصاحبه بسیار سپاسگزارم.
مصاحبه کننده: رضا صالحی مهر- مسئول دفتر مدیریت و نماینده روابط عمومی شبکه بهداشت شهرستان دامغان
پیاده کننده: سکینه عبداللهی
ویرایش کننده مارال صمصامی - کارشناس روابط عمومی دانشگاه