دستیابی به استقلال فردی و مشارکت در جامعه ای که به آن تعلق داری لذتی بی همتاست!

دستیابی به استقلال فردی و مشارکت در جامعه ای که به آن تعلق داری لذتی بی همتاست!

به گزارش روابط عمومی دانشگاه علوم پزشکی استان سمنان؛ در ادامه سلسله گفتگوها با همکاران خانواده دانشگاه علوم پزشکی استان سمنان، به مناسبت گرامیداشت روز کاردرمانی، مصاحبه ای با دکتر احمدی زاده ترتیب دادیم که خواندن نقطه نظرات ایشان بویژه در ارتباط با عزیزانی که از خدمات کاردرمانی بهره می برند، لذت بخش و خواندنیست!

با سلام و احترام، عرض خدا قوت دارم، لطفاً یک معرفی کوتاه از خودتان بفرمایید:

عرض سلام و احترام و تشکر از زحمات شما، در ابتدا روز جهانی کاردرمانی را خدمت همکاران عزیز کاردرمانگر و  دانشجویان این رشته تبریک عرض می‌کنم، آرزوی موفقیت و سلامتی برای همکاران گرانقدر و همین‌طور دانشجویان عزیز رشته کاردرمانی را دارم. روز جهانی کاردرمانی روز 27 اکتبر یا پنجم آبان ماه است و در سال 2010 توسط فدراسیون کاردرمانی این روز به‌عنوان روز کاردرمانی و به‌منظور شناسایی رشته کاردرمانی به جامعه جهانی تعیین شده است. در این روز تلاش می‌شود که هم خدمات و هم رشته کاردرمانی را به جامعه جهانی شناسانده شود. من حدود چهارده سال سابقه کار در رشته کاردرمانی را دارم که یازده سال آن در دانشگاه علوم پزشکی استان سمنان بوده است.

دوران کارشناسی را در دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی و دوره کارشناسی ارشد را در دانشگاه علوم توانبخشی و دوره دکتری را در دانشگاه علوم پزشکی ایران گذرانده‌ام. در حال حاضر هم در حیطه کاردرمانی در مشکلات حرکتی در اختلالات جسمی‌حرکتی کودکان و بزرگ‌سالان فعالیت می‌کنم، مشکلات حرکتی متعاقب، تأخیر رشدی و فلج مغزی در کودکان و دیستروفی های عضلانی، ضایعات نخاعی، بیماران سکته مغزی، پارکینسون، MS و سایر بیماری‌های نورولوژیک.

چه چیزی باعث شده که به علوم توانبخشی و به‌ویژه کاردرمانی علاقمند شوید؟

برای انتخاب رشته دانشگاهی هم با معلمانم مشورت کردم و هم به مراکز مشاوره تحصیلی رفتم، نهایتاً با یکی از دوستانم که سال دوم رشته کاردرمانی در دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی بود، صحبت کردم و ایشان توصیه کردند که همین رشته را انتخاب کنم. تنها انتخاب من در رشته کاردرمانی، کاردرمانی در دانشگاه شهید بهشتی بود که به لطف خدا در همین رشته هم پذیرفته شدم. بعد از اینکه وارد این رشته شدم علاقمندی من نسبت به کاردرمانی بیشتر شد.

از سال 1387 که دانشگاه علوم پزشکی استان سمنان برای اولین بار دانشجوی کارشناسی کاردرمانی گرفت و مصادف بود با فارغ‌التحصیلی من از دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی و این موضوع باعث شد علاقه من به این رشته بیشتر شود.

از روزهای تحصیل در رشته کاردرمانی بفرمایید:

خاطرات دوران تحصیل زیاد هستند ولی خب خاطره‌ای که مربوط به رشته کاردرمانی باشد، مربوط می‌شود به دوران کارشناسی و دوره‌ای که برای گذراندن واحد کاروری به کلینیک‌ها می‌رفتیم و برای اولین بار بیماران را از نزدیک می‌دیدم. وقتی ارتباط توأم با دوستی و محبت اساتیدم را با کودکانی با ناتوانی جسمی یا ذهنی (معلولیت) می‌دیدم، برایم خیلی عجیب بود که چقدر راحت ارتباط برقرار می‌کنند و بدون دیدن ناتوانی‌ها و روی توانمندی‌های افراد تمرکز می‌کردند.

برعکس برخی خیلی افراد که با دیدن افراد دچار ناتوانی اولین چیزی که متوجه آن می‌شوند ناتوانی یک فرد است ولی در نگاه اساتیدم آخرین چیزی که به ذهنشان می‌رسید ناتوانی‌های  افراد بود. جالب این بود که روز آخری که از کارورزی بیرون می‌آمدم، خودم هم همان دید اساتیدم را نسبت به ناتوانی افراد و کودکان پیداکرده بودم و این موضوع جدای از همه آموزش‌های علمی در آن دوران به‌عنوان یک یادگیری مهم و تغییر دیدگاه برای من دارای اهمیت بوده است.

لطفاً راجع به معرفی رشته کاردرمانی توضیحاتی بفرمایید.

واژه کاردرمانی ترجمه Occupational Therapy هست و به فرانسوی به آن ارگوتراپی هم می‌گویند. کاردرمانی یکی از رشته‌های توانبخشی است که مربوط به ارتقاء سلامت و بهبود مشارکت افراد از طریق آکوپیشن هست. درواقع کاردرمانی، استفاده از فعالیت‌های هدفمند برای جلوگیری از ناتوانی، حفظ سلامتی و افزایش استقلال در جهت انجام فعالیت در افرادی است که به‌نوعی دچار آسیب جسمی، ذهنی یا روانی هستند. این رشته با استفاده درمانی از فعالیت‌های روزمره زندگی به‌منظور توانمندسازی و افزایش مشارکت تعریف می‌شود و با دید کلی‌نگری که دارد افراد را از تمامی ابعادِ جسمی، شناختی، روانی و اجتماعی و غیره در نظر می‌گیرد و به افراد کمک می‌کند تا بتواند بر ناتوانی ناشی از مشکلات مادرزادی، حین تولد،  بیماری‌ها، حوادث و یا سالمندی غلبه کنند.  

برای اینکه افراد یک فعالیتی حرکتی، شناختی و یا مشارکت اجتماعی را انجام دهند، عوامل زیادی در انجام آن فعالیت تأثیرگذار خواهد بود به‌عنوان یک مثال ساده برای راه رفتن که برای بسیاری از فعالیت‌های روزمره زندگی لازم است عوامل بسیاری مانند عوامل جسمی، تعادلی، بینایی، حس سوماتوسنسوری، شناخت و ترس از افتادن اثرگذار هستند و کاردرمانی با شناسایی عامل محدودکننده فرد در انجام یک فعالیت و ارائه درمان‌های مؤثر به کاهش اثر آن ناتوانی بر زندگی افراد می‌پردازد.  ارزیابی جامع همه ابعاد انجام یک آکوپیشن یا فعالیت نکته کلیدی در درمان افراد خواهد بود. وقتی فعالیت‌های انسان را به‌صورت کامل و با توجه به همه ابعاد آن بررسی می‌کنیم، متوجه می‌شویم که یک محدودیت عملکردی چطور می‌تواند بر تمامی ابعاد زندگی فرد اثرگذار باشد و کاردرمانی ابعاد آسیب‌دیده را شناسایی می‌کند و با برنامه درمانی مناسب اثر آن را در زندگی افراد به حداقل می‌رساند و باعث بهبود مشارکت و کیفیت زندگی افراد می‌شود.

بنابراین می‌توان گفت مداخلات کاردرمانی برای تمامی گروه‌های سنی از کودکان تا سالمندان کاربرد دارد. به‌طور ساده هرکسی که دچار محدودیتی در عملکرد روزانه خود باشد می‌تواند از مداخلات کاردرمانی استفاده کند این عملکرد می‌تواند از رشد روانی حرکتی، مهارت ذهنی و بازی کودکان تا  عملکرد حرکتی، حسی یا مشاغل افراد بزرگ‌سال یا سالمند باشد. محدودیت‌ها می‌تواند به علت یک بیماری جسمی مثل پارکینسون، سکته مغزی، آلزایمر و ... و یا تصادف، مشکلات روانی، اوتیسم، اختلال توجه و تمرکز، تأخیر حرکتی، فلج مغزی، ضایعه نخاعی و سایر موارد باشد.

افراد با چه نشانه‌هایی می‌توانند با یک کاردرمانگر مشورت کنند و چه زمانی باید به شما مراجعه کنند؟ 

تمامی افرادی که در فعالیت‌های روزمره زندگی خود به هر نحوی دچار مشکل هستند می‌توانند با یک کاردرمانگر مشورت کنند. به‌عنوان مثال بیماران با آسیب نخاعی یا سکته مغزی در انجام فعالیت‌های خود به مشکلاتی برخورد می‌کنند و مداخلات کاردرمانی به آنان کمک می‌کند که با توجه به شرایط فعلی خود بتواند از حداکثر توانایی‌های خود استفاده کند و یا  بیمار نارسایی قلبی ممکن است دچار تنگی نفس یا محدودیت در فعالیت‌های حرکتی باشد، کاردرمانی می‌تواند بگوید که چه فعالیت و مشاغلی برای او مناسب است و یا راهنمایی کند که کارهای روزمره زندگی خود را چطور انجام دهد که تأثیر بیماری بر زندگی او حداقل گردد. یا بیماری که مبتلا به MS است، چطور کارهای روزمره خود را انجام دهد یا شغلش را طوری انجام دهد که آسیبی به فرد وارد نشود و از حداکثر پتانسیل خود برای فعالیت‌های زندگی خود استفاده کند.

بسیاری از اوقات افرادی که دارای محدودیت‌هایی در فعالیت‌ها و انجام امور روزمره خود هستند به کاردرمانگر مراجعه نمی‌کنند و یا از سوی کادر درمان ارجاع نمی‌شوند در حالی که کاردرمانگر می‌تواند با مداخلات به هنگام از بروز مشکلات ثانویه و متعاقب محدودیت‌ها پیشگیری کند، آن را  درمان و یا کنترل کند و با ارائه راهکارهای جبرانی کیفیت زندگی افراد را افزایش دهد.  

مداخلات به هنگام در مورد کودکان بسیار اهمیت دارد . با وجود اینکه هم اکنون پس از تولد، کودکان مورد معاینه پزشک قرار می‌گیرند و در ادامه مراقبت‌های بهداشتی در مراکز بهداشتی ارزیابی رشدی آنان انجام می‌شوند. با این وجود بسیار حائز اهمیت هست که اگر خانواده‌ها تأخیر حرکتی در کودکشان دیدند، به موقع مراجعه کنند و اقدام کاردرمانی لازم برای آن‌ها انجام شود. مثلاً گردن نگرفتن کودکان تا 6 ماهگی یا اینکه کودک 9 ماهه باید توانایی نشستن داشته باشد و یا هرگونه تأخیر حرکتی یا شناختی که کودک نسبت به همسالان خود دارد، مثلاً بقیه کودکان به مواردی توجه می‌کنند که این کودک توجه ندارد، مثلاً به چهره پدر و مادر نگاه نمی‌کند، لبخند نمی‌زند و یا مشکلی در ساختار مفاصل و اندام‌های کودکان می‌بینند مثلاً یک دست نسبت به دست دیگر بیشتر خم شده، زانوها خیلی پرانتزی است و غیر قرینگی در دو دست یا دو پا وجود دارد، باید حتماً پیگیری کنند حتی اگر شک کوچکی در این مورد داشتند! خیلی از مشکلات در کودکی قابل درمان است اما اگر از دوره طلایی رشد کودک بگذرد دیگر قابل درمان نیست، و جهت درمان به سمت درمان‌های نگهدارنده می‌رود که مثلاً به‌طور دائمی از یک کفش طبی استفاده کند در حالی که با یک تجویز مناسب و به موقع می‌توانست درمان شود.

خیلی از این موارد با مراجعه زودهنگام در کودکان قابل‌حل و قابل درمان است در حالی که اگر درمان نشود ممکن است نیاز به جراحی یا استفاده از کفش‌های طبی پیدا کنند و یا مسائل مادام‌العمر باقی بماند.

در زمینه کودکان اگر بخواهم چند مثال بزنم، مراجعه‌کننده پنج ساله‌ای داشتم که روی پنجه پایش راه می‌رفت و از خانواده پرسیدم که چرا تا به حال اقدام نکرده‌اند که پاسخ دادند: «فکر می‌کردیم خوب می‌شود.» و نکته‌ای که باید موردتوجه قرار بگیرد ابتدای شروع راه رفتن کودکان است که در صورت احساس هر مشکلی با مراجعه به کاردرمانگر می‌توان راهکار درمانی آن را گرفت و برخی از کودکان حتی با 10 جلسه مداخلات درمان و پیگیری مشکلشان کاملاً برطرف می‌شود و در همان ابتدا درست راه رفتن را یاد می‌گیرند. اما اگر در زمان مناسب این اتفاق نیفتد، یادگیری حرکتی غلط در این کودکان نهادینه می‌شود و  به دنبال آن بدشکلی مفاصل اتفاق می‌افتد و همچنین راه رفتن این عزیزان با خطر زمین خوردن همراه است و احتمال پیچ‌خوردگی مچ پا نیز  برای آن‌ها وجود دارد.  شرایطی که اگر به‌موقع مراجعه کرده بودند اصلاح می‌شد متأسفانه بعد از چند سال اصلاح کردن آن نیاز به مداخلات پیچیده پزشکی و جراحی پیدا می‌کند و احتمال درمان کامل آن‌هم کمتر است، چون یادگیری حرکتی غلطی اتفاق افتاده و تصحیح آن پروسه طولانی و سختی در پیش دارد..

مورد دیگری که بین نوزادان اتفاق می‌افتد، کج بودن گردن آن‌ها هنگام به دنیا آمدن است. خانواده‌ها باید توجه کنند که گردن بچه همیشه باید صاف باشد و راستای آن به سمت راست یا چپ کج نباشد. بسیاری از این موارد به‌این‌علت اتفاق می‌افتد که بچه در دوره جنینی به شکل نامناسبی در رحم مادر قرار می‌گیرد و این اگر به‌موقع اقدام شود، قابل‌درمان خواهد بود. اما اگر مورد مداخلات درمانی صورت نگیرد با افزایش سن کودک، این بدشکلی بیشتر می‌شود و اصلاح کردن آن کار بسیار مشکلی است و ممکن است نیاز به جراحی پیدا کنند. وقتی گردن کج باشد و سر در راستای عمودی قرار نگیرد، هم مشکلات تعادلی و هم راستای بینایی کودک تغییر می‌کند و به همین خاطر اهمیت مداخله به هنگام در مورد این کودکان به رفع بسیاری از مشکلات کمک می‌کند.

از آنجایی که این گفتگو به مناسبت گرامیداشت روز کاردرمانی انجام می‌گیرد، لطفاً بفرمایید که جامعه کاردرمانی با چه مشکلاتی مواجه هستند.

یکی از مشکلاتی که در جامعه کاردرمانی سال‌هاست با آن مواجه هستیم، عدم پوشش بیمه‌ای خدمات کاردرمانی است و این موضوع باعث شده که بسیاری از افراد نتوانند علیرغم نیاز شدیدی که دارند از خدمات کاردرمانی استفاده کنند. چون برخی از بیماری‌ها مانند بیماری‌های پیشرونده  باید مادام‌العمر از خدمات کاردرمانی استفاده کنند و وقتی پوشش بیمه‌ای نباشد، هزینه زیادی را به این خانواده‌ها تحمیل می‌کند که برخی از بیماران عزیز ما به همین دلیل از خدمات کاردرمانی دور می‌مانند که خب باعث می‌شود مشکلاتشان تشدید شود. مشکل دیگری که در زمینه ارائه خدمات کاردرمانی وجود دارد، مسئله  کمبود نیروی کارشناس کاردرمانیِ استخدام در مراکز درمانی می‌باشد که این موضوع ارائه خدمات را به افراد، با محدودیت روبرو می‌کند.  مورد دیگر هم متأسفانه عدم ارجاع به‌موقع افراد نیازمند به مداخله کاردرمانی به بخش کاردرمانی می‌باشد و شاید به این دلیل باشد که نظام ارجاع کاردرمانی را به‌درستی نمی‌شناسد.

از آنجایی که شما با خانواده‌های عزیزانی که ناتوانی جسمی یا ذهنی دارند در ارتباط هستید، بفرمایید که این خانواده‌ها با چه چالش‌هایی درگیر هستند؟

چنانچه یک فرد در خانواده دچار چنین ناتوانی‌هایی باشد، زندگی تمامی افراد خانواده را تحت تأثیر قرار می‌دهد. متأسفانه به لحاظ فرهنگی هم به ناتوانی‌ها از زاویه درستی توجه نمی‌شود. افراد دارای ناتوانی در جامعه با مشکلات بسیاری مواجه می‌شوند که ترجیح می‌دهند در خانه بمانند. علاوه بر عدم مناسب‌سازی برای دسترسی معلولان به همه بخش‌ها در شهر، نگاه‌های ترحم‌آمیز، نگاه‌های کنجکاوانه و طولانی‌مدت برای این عزیزان بسیار ناخوشایند است. در این زمینه خودم خاطره‌ای دارم که دوست دارم برای مخاطبین تعریف کنم. چندین سال پیش که همراه با خانواده خواهرم در حرم امام رضا (ع) بودیم، که خواهرزاده سه‌ساله‌ام احساس خستگی می‌کرد و برای طی مسیر ورودی تا خود حرم یک ویلچر گرفتیم تا او را سوار بر ویلچر تا حرم ببریم. در این مسیر حال افرادی را که دچار معلولیت هستند و خانواده‌های آنها را درک کردم، از نگاه‌های خیره و ناخوشایند و برخوردهای سؤال‌برانگیز که این کودک چه مشکلی در اندام‌هایش دارد که قادر به راه رفتن نیست و علاوه بر من خواهرزاده‌ام از نگاه بقیه ناراحت شده بود. حتی شکر گفتن‌هایی که ما می‌شنیدیم هرچند شکر گفتن بخصوص شکر نعمت سلامتی بسیار عالی است اما نباید به‌گونه‌ای باشد که سبب ناراحتی افرادی شود که درگیر بیماری هستند.

در فرهنگ‌سازی ارتباط با افراد معلول هم بسیار توصیه‌شده است که نگاه خیره و زل زدن به این افراد و خانواده‌های آن‌ها نداشته باشیم. اگر از ما درخواست کمک کردند به آن‌ها کمک کنیم یا اینکه پیشنهاد کمک بدهیم و اگر قبول کردند به آن‌ها کمک کنیم. سعی کنیم بر کنجکاوی خودمان غالب شویم و سؤالاتی از قبیل اینکه چی شده؟ چرا اینطوری شده؟ و غیره از این عزیزان نپرسیم و موجب ناراحتی آنان نشویم. حتی اگر این سؤالات در راستای کسب اطلاعات برای خودمان است می‌توانیم این مطالب را از افراد متخصص در این امر بپرسیم.

مشکل دیگری که کودکان دارای ناتوانی با آن دست به گریبان هستند، ثبت‌نام در مدرسه این کودکان است. اگر خانواده‌ای کودکی با ناتوانی جسمی دارد، در حالی که این کودک ازنظر ذهنی و شناختی کاملاً سالم است، از همان ابتدای ثبت‌نام در مدرسه دچار مشکل است. چون بسیاری از مدارس مناسب‌سازی نشده است و باوجود تأکید بر مشارکت افراد دارای معلولیت در جامعه به این دلیل آن‌ها مجبور به انزوا خواهند شد متأسفانه بسیاری از مدارس از ثبت‌نام این دانش آموزان سر باز می‌زنند و به‌محض اینکه مطلع می‌شوند که کودک بر روی ویلچر نشسته یا در راه رفتن کمی دچار مشکل است، ثبت‌نام این کودکان در مدارس عادی به‌سختی انجام می‌شود.

در حال حاضر هم اقداماتی توسط والدین این کودکان در حال انجام هست که امیدوارم دیگر شاهد بروز مشکلاتی این‌چنینی برای این افراد نباشیم. حتی مواردی داشتیم که خانواده هم‌کلاسی‌های این کودکان از مدیر مدرسه خواسته‌اند که این کودک که دچار ناتوانی است را از مدرسه اخراج کند چون بر روحیه سایر کودکان تأثیر بدی دارد!!! و من شاهد گریه افراد خانواده این کودک معلول بودم. در حالی که تک‌تک افراد جامعه باید آموزش ببینند که در قبال افرادی که ناتوانی دارند رفتار مناسبی داشته باشند و این عزیزان هم به‌عنوان بخشی از جامعه ما حضور دارند و در بسیاری موارد توانمندی‌های زیادی در فعالیت‌های دیگر از خود نشان می‌دهند.

بسیار اهمیت دارد که افراد دارای ناتوانی هم مانند بقیه افراد جامعه در فعالیت‌ها مشارکت داشته باشند و هدف نهایی توانبخشی این افراد بالا بردن سطح مشارکت‌شان در جامعه است. در حالی که معلولین به علت این نگاه‌ها و نحوه برخورد نامناسب حاضر به فعالیت اجتماعی نیستند. فردی را می‌شناختم که تحصیلات دانشگاهی داشت ولی به علت اینکه درراه رفتن دچار مشکل بود در آزمون‌های استخدامی شرکت نمی‌کرد با اینکه علاقه بسیاری برای کار کردن و فعالیت داشت. این نگاه و عدم پذیرش فرهنگی معلولان در جامعه آن‌ها را به انزوا کشانده است و شرایط را بیش‌ازپیش برای این عزیزان سخت می‌کند. حتی خانواده این افراد حاضر به شرکت در مراسم و دورهمی های خانوادگی نیستند چون سؤال‌ها و نگاه‌های دیگران برایشان آزاردهنده است.

بنابراین فکر می‌کنم هم خودمان و هم کودکانمان نحوه برخورد با افرادی که ناتوانی دارند را یاد بگیریم و اگر کودک معلولی در مدرسه هست به سایر دانش آموزان نحوه برخورد درست با این کودک را آموزش دهیم که با این کودکان دوست باشند و ارتباط برقرار کنند و حتی با هم، بازی‌های مناسبی انجام دهند که برای کودک معلول هم قابل انجام باشد. به این شکل تلاش کنیم تا کمی از بار مشکلات این عزیزان و خانواده آن‌ها را کم کنیم. کاردرمانی هم با مشاوره‌ها و خدماتی که ارائه می‌دهد تلاش می‌کند که میزان مشارکت و افزایش حضور معلولین در جامعه را افزایش دهد از قبیل اینکه از چه نوع میز و صندلی در مدرسه یا محیط کار استفاده کنند تا مشاوره‌های روانی و اجتماعی مانند نحوه برخورد با افراد یا توانایی حل مسئله، که ارائه می‌شود.

اگر توصیه‌ای به دانشجویان رشته کاردرمانی دارید بفرمایید.

دانشجویان عزیز باید نهایت استفاده و کسب تجربه را در دوره ارزشمند تحصیلی خود داشته باشند. دانشجویان این رشته باید  کاردرمانگر ماهر و مسئولیت‌پذیری باشند. باید در تمامی ابعاد خودشان را کارآمد کنند، ازنظر علمی، ازنظر عاطفی، چون در خیلی موارد لازم است به درد دل‌های این عزیزان و خانواده‌هایشان گوش فرا دهیم بنابراین لازم است که کاردرمانگرها افرادی صبور با دانش کافی باشند تا بتوانند راهکارهای صحیح و خوبی را ارائه کنند و توانایی افزایش مشارکت افراد دارای ناتوانی را در جامعه افزایش دهند.

لذت اینکه فردی مستقل شده و در جامعه‌ای که به آن تعلق دارد مشارکت می‌کنند، لذتی است بی‌همتا! که باعث انتشار حس خوب در فرد و کاردرمانگر می‌شود و برای اینکه چنین کاردرمانگر خوبی باشیم، لازم است دانش خوبی داشته باشیم. برای تمامی دانشجویان آرزوی موفقیت دارم.

سخن پایانی...

آرزو دارم حال تمامی مردم کشور عزیزمان خوب باشد و  تمامی افراد سلامت باشند و دعا می‌کنم بتوانیم رفتار درستی در قبال یکدیگر و به‌ویژه افراد بزرگوار دارای ناتوانی داشته باشیم.

 

مصاحبه کننده: مارال صمصامی کارشناس روابط عمومی

 

  • کد خبر : 40323
لینک کوتاه خبر :
کلمات کلیدی

تصاویر

0 نظر برای این مقاله وجود دارد

نظر دهید

متن درون تصویر امنیتی را وارد نمائید:

متن درون تصویر را در جعبه متن زیر وارد نمائید *