شعار روز جهاني بهداشت در سال 2014
شعار روز جهاني بهداشت در سال 2014: « زندگي كردن با بيمار اسكيزوفرنيا Living with Schizophrenia»
روابط عمومی دانشگاه علوم پزشکی سمنان؛
24لغايت30 مهر93
شعار روز جهاني بهداشت در سال 2014:
« زندگي كردن با بيمار اسكيزوفرنيا Living with Schizophrenia»
عنوان روزهاي هفته سلامت روان
|
|
روز هفته |
عنوان روز |
|
93/7/24 |
پنج شنبه |
سلامت روان و سبك زندگي |
|
93/7/25 |
جمعه |
سلامت روان و حوادث ترافيكي |
|
93/7/26 |
شنبه |
سلامت روان و باورهاي نادرست |
|
93/7/27 |
یک شنبه |
سلامت روان، فرهنگ، هنر و معنويت |
|
93/7/28 |
دو شنبه |
سلامت روان و نقش زنان در جامعه |
|
93/7/29 |
سه شنبه |
سلامت روان و محيط كار |
|
93/7/30 |
چهارشنبه |
سلامت روان و مراقبت از بيماران روانپزشكي |
راهكارهاي دستيابي به سبک زندگی سالم
- یکی از مهمترین فنون برای زندگی سالم ایجاد تغییرات کوچک است، که منجر به برداشتن گام های بزرگ می شود شما می توانید یک زندگی سالم را بدون نیاز به تغییرات بزرگ شروع كنيد. مثل:
تغییر در شیوه تغذیه خود، فعالیت های ورزشی ، فعالیت های هنری مورد علاقه، فعالیت های آموزشی که منجر به یادگیری های جدید در شما می شود، ارتباط با افراد موفق و سالم ، تعیین اهداف کوچک و دست یافتنی، حتی تغییر درنوع پوشش و آرایش خود، مطالعه کتابهای مختلف آموزشی و شعر، رفتن به مراکز تفریحی و فرهنگی از قبیل پارک ها ، کتابخانه ها ، سینما.
- یک زندگی سالم نیاز به نظم و انضباط دارد.
- سبک زندگی سالم شامل مراقبت از سلامت جسم و روان است.
- جنبه های جسمی ، روانی زندگی شما درهم تنیده شد ه اند. برای اینکه شاد و سالم باشید ، شما نیاز داریدکه همه این جنبه های زندگی خود را متعادل نگه دارید.
- نتيجه فعاليت هاي خود را ارزيابي كنيد ، تا از درستی آنها مطمئن شوید. تعادل و شیوه زندگی سالم در نهایت می تواند به زندگی شاد و معنی دار منجر شود.
سلامت روان و حوادث ترافيكي
بنظر می رسد که یکی از دستاوردهای بشری در عصر تکنولوژی و ارتباطات، سيستم حمل و نقل (ترافيك) است، حمل و نقل و تردد با تمام حسن هایش عوارض و عواقب انکار ناپذیری دارد که جزء لاینفک این صنعت عظیم است.
شاید بتوان گفت، علاوه بر عوارض اقتصادی، اجتماعی، جسمی و مرگ و میرناشی از ترافیک، یکی از مهمترین معضلات آن عوارض روانی است.
بسیاری از تحقیقات نشان میدهد که آلودگی های صوتی و خستگی های مزمن جسمی و روانی ناشی از ترافیک، آستانه تحمل افراد را کاهش میدهد و استرس، اضطراب و پرخاشگری افزایش می دهد.
ترافیک یکی از جنبههای جدایی ناپذیر زندگی فعلی مردم در دنیا و از جمله کشور ماست ، که گریز از آن در برخی از شهرهای کلان امکان پذیر نیست.
آنچه که باید مورد توجه قرار گیرد برنامه ریزی صحیح و علمی برای پیشگیری از عوارض جسمي، روانی و اجتماعی ناشی از ترافیک است.
چند توصيه به رانندگان عزيز:
- در مواقعي كه احساس خستگي مي كنيد و يا بيمار هستيد رانندگي نكنيد.
- در صورت مصرف داروهای خواب آور رانندگی نکنید.
- رانندگي طولاني مدت مي تواند باعث خواب آلودگي و خستگي شود . براي جلوگيري از خواب آلودگي مطمئن شويد كه هواي آزاد به اندازه كافي وارد اتومبيل مي شود. در زمان رانندگي اگر احساس خستگي كرديد مكان مناسبي را جهت توقف و استراحت پيدا كنيد .
- وقتي پزشك براي شما دارويي تجويز مي كند از او سؤال كنيد در زمان استفاده از دارو اجازه رانندگي داريد يا خير ؟
- مسیر های خود را قبل از حرکت تعیین کنید.
- هنگام رانندگی از موسیقی مناسب استفاده کنید.
- مدیریت زمان داشته باشید.
- از تلفن همراه در هنگام رانندگی استفاده نکنید.
- به هشدار ها و علایم راهنمائی و رانندگی توجه کنید.
- از سالم بودن اتومبیل خود قبل از رانندگی مطمئن باشید.
- مدارک اتومبیل و مدارك شخصی خود را همراه داشته باشید.
باورهاي نادرست در مورد بيماريهاي رواني
بيماريهاي رواني مانند بيماريهاي جسمي مي توانند اشكال مختلفي داشته باشد، اكثر مردم درک درستي از بيماريهاي رواني ندارند اما هرچه اطلاعات مردم درمورد اين بيماريها بيشتر شود، پذيرش بيمار رواني وترس ونگراني از اين بيماري هاي رواني كمتر مي شود .
بسیاری از افراد به دلیل عدم آگاهی از علل و عوامل بیماری روانی و نحوه درمان و برخورد با آنها ، به این بیماران برچسب می زنند و برای کمک کردن به آنها گامی بر نمی دارند از طرف ديگر این بیماران نیز به علت ترس از برخورد های منفی و انگ، بیماری خود را پنهان می کنند و برای کمک گرفتن ترديد دارند. اما واقیعت این است که بسیاری از این بیماریها قابل پیشگیری ،کنترل و درمان هستند. برچسب رواني که توسط افراد نا آگاه به بيماران رواني ميخورد به شدت اثرات منفي در روند بهبودي وزندگي آنها دارد که این موضوع گاهی از خود بیماری مخربتر است.
باورهاي نادرست زيادي درمورد بيماريهاي رواني وجود دارد. تازمانيکه افراد با واقعيت مسئله آشنا نشدهاند، وجود اين بيماريها را انکار ميکنند و از حرف زدن درمورد اين موضوع طفره ميروند.
واقعيت اين است که افراديکه از نظر رواني مشکل دارند، بيشتر از افراد عادي خطرناک يا خشن نيستند. "درواقع، احتمال اينکه خوداین بیماران قرباني خشونت شده باشند بسيار بيشتر از آن است که افرادي خشن باشند"
تحقيقات بسياري نشان ميدهد که اکثر افراد مبتلا به بيماريهاي رواني داراي هوشي متوسط يا بالاتر از متوسط هستند. بيماريهاي رواني، مثل بيماريهاي جسمي ميتواند براي همه افراد، صرفنظر از ميزان هوش، طبقه اجتماعي يا سطح درآمد آنها اتفاق بيفتد. بيماريهاي رواني يک نقص شخصيتي نيست. اين فقط يک بيماري است و هيچ ارتباطي با ضعيف بودن يا نداشتن اراده ندارد.
افراد مبتلا به بيماريهاي رواني ميتوانند نقش بسيار مهمي در بهبودي خود داشته باشند نپذيرفتن درمان در راستاي باورنداشتن به بيمار بودن و نياز به درمان رخ مي دهد. البته باورهاي نادرست در مورد داروها مانند اثربخش نبودن دارو ، خطر وابستگي و اعتياد به داروها و احتمال تجربه عوارض جدي دارو هم در اين خصوص مي تواند موثر باشد. موثرترين و در دسترس ترين رويکرد در اين مورد نيز آگاهي رساني، تصحيح باورهاي ناکارآمد و نشان دادن سودمندي دارو و درمان در مورد اختلالات روانپزشکي است.